
نوشته شده توسط : جعفر
افزایش بازدید وب سایت یکی از مسائل مهم برای هر فرد و یا شرکتی است که وب سایت معتبر دارد ،در این مقاله قصد داریم شما را با نکاتی آشنا کنیم که توجه به آنها باعت افزایش بازدید کاربران از وبسایت شما شده و در نتیجه کاربران وفاداری را برای شما به ارمغان می آورد، با ما همراه باشید.
1- بپرسید ! 2- اشتراک گذاری 3- ساخت ویدئو 4- کتاب الکترونیکی 5- خبرنامه راه اندازی کنید 6– پادکست درست کنید
7- نوشتن نظرات بیشتر 8- نظرات بهتری بگذارید 9- تبلیغات 10-ایمیل های فالو آپ بزنید
:: بازدید از این مطلب : 401 نوشته شده توسط : جعفر
اگر با مشتریان تان متناسب با شخصیت خودشان ارتباط برقرار نکنید، از رقبا عقب می مانید. با افزایش اهمیت بازاریابی دیجیتال، مشتریان تجربه ی متناسب با شخصیت خود را انتظار دارند، و امروزه برندهای آگاه، در حال تلاش برای تحقق این خواسته هستند. این تنها راه برای ادامه ی کسب وکار در دنیای امروز است. بنابراین اگر شما صاحب یک استارت آپ و یا یک شرکت هستید، خواهید فهمید که شخصی سازی بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
اما اگر برای ارتباط با مخاطبان تان تلاش کنید و آن ها علاقه ای برای این ارتباط نشان ندهند چه؟ این این حالت می تواند دل سردتان کند. خوش بختانه، در اغلب موارد می توانید دلیل این که مخاطبان تان با برند شما ارتباط برقرار نمی کنند را پیدا کنید. در این جا هفت دلیل معمول آن را معرفی می کنیم: 1ـ خیلی خود محور هستید دیل کارنگی جمله ای دارد که می گوید «اگر دو ماه برای علاقه مندکردن دیگران به خودتان تلاش کنید، تعداد دوستان بیشتری پیدا خواهیدکرد تا این که دو سال سعی کنید افراد علاقه مند به خودتان را پیدا کنید». این جمله برای کسب وکار هم صادق است. اگر می خواهید در زندگی کسی تاثیرگذار باشید، روی اهداف و مشکلاتش متمرکز شوید. به خواسته های مشتریان تان گوش دهید و چیزی که مشتریان تان به دنبال آن هستند، ارائه دهید. مردم با کسانی که فقط در مورد خودشان صحبت می کنند، ارتباط برقرار نمی کنند. در عوض، با کسانی که به آن ها احساس ارزش و قدردانی بدهند، رابطه ای عمیق ایجاد می کنند.
![]() 2ـ مخاطب هدف مشخصی ندارید اگر برای همه ی افراد بازاریابی می کنید، با هیچ کس ارتباط برقرار نخواهید کرد! بهتر است که مخاطبان هدف تان را مشخص کنید. سعی کنید تا آن جا که ممکن است محدودش کنید. انجام این کار به شما کمک خواهدکرد که پیام و ارزش پیشنهادی تان را به شیوه ای جذاب تر به مخاطبان تان ارائه دهید.
این کار فرآیند پیچیده ای نیست، اما اکثر افراد نادیده اش می گیرند. با صرف زمان برای شناخت مخاطب هدف، می توانید پیامی مناسب را، در زمانی مناسب و به فردی مناسب برسانید. و این، بازاریابی قدرت مند است. 3ـ محتوای شما احساسات دیگران را بر نمی انگیزد. کلمات ابزاری قدرت مند هستند، به خوبی از آن ها استفاده کنید. هر کلمه ای که می نویسید باید پیام واقعی شما را انتقال دهد. باید احساسات مناسب آن وضعیت را برانگیزد. زبان محتوای تان باید بتواند به خوبی مشکلات مخاطبان تان را منتقل کند و راه حل برای آن ها پیشنهاد دهد. با انجام این کار، ارتباطی تاثیر گذار و ماندگار با مشتری خود برقرار خواهید کرد. 4ـ ارزش پیشنهادی خود را بشناسید چه چیزی در کسب وکار شما منحصربه فرد است؟ چه چیزی شما را از دیگر رقبا در صنعت تان متمایز می کند؟ درست به همان اندازه که شناخت خریدارتان اهمیت دارد، شناخت خودتان هم مهم است. تا زمانی که ارزش پیشنهادی ای که قرار است برای فروش به مشتریان تان ارائه کنید را به خوبی نمی شناسید، چه طور می توانید با مخاطبان تان ارتباط برقرار کنید؟ چیزی که شما را از بقیه متفاوت می کند پیدا کنید. بعد از آن، بازاریابی، فروش و فرهنگ داخلی کسب وکارتان را حول آن شکل دهید.
5ـ مخاطبان تان را وفادار نکرده اید روابط مانند یک خیابان دو طرفه هستند. کاری کنید که بین شما و مخاطبان تان ارتباطی دوطرفه شکل بگیرد و آن ها برای ادامه ی ارتباط با شما مشتاق باشند. برای این کار، راه های خلاقانه برای مذاکره ی مستقیم با مخاطبانتان را پیدا کنید. یک گفت وگو، ارسال یک هدیه ی تفکر برانگیز، به اشتراک گذاری قدردانی ای که از شما شده است، کارهایی هستند که برای این ارتباط می توانید انجام دهید. این کار ممکن است وقت گیر باشد، اما با توجه به نتایجش ارزش این سرمایه گذاری را دارد. 6ـ تیم مناسبی نساخته اید تیم شما می تواند باعث از بین رفتن کسب وکارتان یا رشد آن شود. برای تیم سازی افرادی را پیدا کنید که با اهداف بلندمدت و چشم انداز کسب وکار شما هماهنگ باشند. از آن ها حمایت کنید، موفقیت شان را تشویق کنید و در زمان شکست به آن ها کمک کنید. مهم تر از این ها شاید پذیرفتن احتمال این است که استخدام کسی اشتباه بوده است. 7ـ بیش از حد برای نتایج بی تاب هستید. ایجاد مخاطب طول می کشد و یک شبه اتفاق نمی افتد. باید از میزان ترافیک سایت تان و این که اکثر فالوئرها چه طور از آن خرید می کنند، آگاهی داشته باشید اما اعداد به تنهایی نمایش دهنده ی یک مخاطب نیستند. مخاطبان شما کسانی هستند که می خواهید روی آن ها سرمایه گذاری کنید تا با خرید از شما روی کسب وکارتان سرمایه گذاری کنند! زمانی که مطمئن شدید مخاطبان مناسبتان را پیدا کرده اید، مدتی هم تا دیدن نتایج کارتان طول می کشد پس برای دیدن نتایج بازاریابی روی مخاطبان هدف تان باید صبور باشید.
یکی از مسائل همیشگی شرکت ها، حفظ و توسعه برندها می باشد. اما در سال های اخیر در ایران، شاهد حذف و تضعیف بسیاری از برندهای مطرح در بازارهای مختلف بوده ایم. این عارضه مطمئناً دلایل متعددی به همراه دارد و باید به فکر احیای برند باشیم.
پژوهشگران و مشاوران با بررسی های متعدد و همچنین با بنچ مارک نمودن دیگر کشورها و بررسی نحوه مقابله با بحران های برند و گذر از آن یعنی احیای برند ها به نتایجی دست یافتند که این عوامل بومی شده را در اختیار شرکت های تحت مشاوره خود قرار داده اند و شرکت ها نیز با توجه به این مولفه ها توانسته اند بسیاری از ضربات و خدشه های وارد شده به برندها را که در اثر عوامل داخلی (از قبیل تبلیغات، تولید، بازاریابی و …) و خارجی (از قبیل مشتریان، عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و…) به وجود آمده بود، کنترل و مهار نمایند. اما احیای برند فرایندی دشوار و در حقیقت درمان برند است که علاوه بر هزینه، احتیاج به زمان نیز دارد. راهکار پیشنهادی ممانعت و جلوگیری از افول برند می باشد و در صورت بروز ضعف در برند، سه موضوع به منظور احیا برند Reviving Brand باید بررسی گردد.
![]()
حال راهکار مشاورین به منظور احیا برند های آسیب دیده و یا در حال کم رنگ شدن و در بدترین شرایط در حال حذف شدن، ارائه برنامه های استراتژیک برند، برنامه های عملیاتی و اجرایی به صورت کاملاً عملیاتی در خصوص بازگرداندن برند به عرصه رقابت می باشد. به گزارش خبرخودرو، در دهه گذشته این خودروساز سوئدی علیرغم حدود دو برابر شدن فروش جهانی اش، با کاهش فروش در ایالات متحده مواجه شده بود. برنامه این خودروساز شامل سیستم های انتقال قدرت جدید، خودروهای تازه، اقساط بیش تر و بازاریابی نوین به لطف یک آژانس تبلیغاتی جهانی است. خریداران خودرو، استراتژی جدید این خودروساز را با عرضه کراس اوور XC90 بازطراحی شده در اواخر سال آینده خواهند دید. به گفته مدیرعامل ولوو، هاکان ساموئلسون، ارکان ولووی جدید، طراحی اسکاندیناوی جذاب، ایمنی و برتری محیط زیستی خواهند بود در حالی که عملکرد هوشمندانه در حوزه سیستم های سرگرمی هنری بهتر دیده خواهد شد. این خودروساز قصد دارد تا قبل از سال 2020 فروش جهانی خود را از 450 هزار دستگاه برنامه ریزی شده برای هر سال به حدود 800 هزار دستگاه افزایش دهد. از آنجایی که مالکان جدید ولوو چینی هستند انتظار می رود این کشور با فروش سالانه 200 هزار دستگاه از ایالات متحده به عنوان بزرگ ترین بازار ولوو پیشی بگیرد. ممکن است در آینده برخی ولووهای ساخته شده در چین به ایالات متحده صادر شوند.ولوو هنوز نام آژانس تبلیغاتی جدیدی که رقابت جهانی آن را هدایت خواهد کرد، اعلام نکرده است. این خودروساز بر پیشرفت اقساطش نیز تمرکز خواهد کرد تا بتواند تولید خود را از 35 درصد امسال به 40 درصد برساند. در کل برای ریبرندینگ باید بتوانیم ارزش افزوده خلاقانه و به تناسب نیاز مشتری و فرهنگ منطقه ارائه نماییم و همین موضوع نیازمند تحقیق بازار آکادمیک و علمی می باشد.
:: بازدید از این مطلب : 337 نوشته شده توسط : جعفر
کمتر برندی در زمینه تولید عینک های آفتابی یافت می شود که به جایگاه محصولات «ری بن» در فرهنگ امریکا و تاریخ جهان رسیده باشد. از رؤسای جمهور تا ستاره های دنیای موسیقی، فیلم، طراحان مد و. . . همگی از محصولات این برند استفاده کرده و به نوعی از زمان عرضه آن ، نسلی وجود ندارد که یکی از مدل های مشهور ری بن را خریداری نکرده باشد.
ری بن در سال 1937 توسط «بوش و لومب»(Bausch & Lomb) و پس از سفارش تولید عینک های آفتابی از سوی نیروی هوایی امریکا تاسیس شد. شرکت بوش و لومب توسط دو مهاجر آلمانی به نام های «جاکوب بوش» و «هنری لومب» در سال 1853 تاسیس شده بود. در حقیقت، نیروی هوایی امریکا برای حفاظت از چشم خلبانان خود در برابر اشعه های مخرب خورشید و در عین حال حفظ پرستیژ آنها، تولید عینک های آفتابی را به این شرکت سفارش داد. در هفتم می 1937 بوش و لومب حق انحصاری مدل مشهور خود به نام «ری بن خلبان» را ثبت کردند. لنزهای سبز رنگ این عینک مانع نفوذ اشعه های فرابنفش و فروسرخ به داخل چشم می شد. فریم فلزی و طلا اندود آن نیز فوق العاده سبک بود. این مدل خیلی زود مورد توجه خلبانان نیروی هوایی امریکا قرار گرفت و از آن زمان لقب «عینک های خلبانی» اصطلاحی که امروزه تمام عینک های آفتابی با طراحی مشابه با نمونه اصل ری بن را شامل می شود، متولد شد. ![]() ری بن خلبانی در جنگ جهانی دوم و زمانی که ژنرال داگلاس مک آرتور در ساحل فیلیپین مقابل دوربین عکاسان قرار گرفت از محبوبیت بیشتری برخوردار شد. بر همین اساس، عینک آفتابی ری بن به بخشی از مد امریکایی و فرهنگ عامه مبدل شد. در سال 1952، ری بن سنت شکنی کرده و با کنار گذاشتن فریم های فلزی، محصولی جدید را با فریم پلاستیک سخت به نام «ری بن وی فرر» روانه بازار کرد. این مدل نیز به سرعت محبوب شد و با گذر از مرزهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی، شاهد تولید انبوه خود بود. وی فرر در ابتدا برای استفاده مردان طراحی شده بود اما بانوان نیز پس از اندک مدتی جذب طراحی و فریم براق آن شدند. در بازه زمانی 1982 تا 1987، عینک های ری بن در بیش از 60 فیلم سینمایی و نمایش های تلویزیونی مورد استفاده قرار گرفت. استفاده تام کروز از فریم کلاسیک وی فرر در فیلم «کسب و کار پر مخاطره» به سال 1983، اثر این سرمایه گذاری را نمایان کرد و ری بن به سود چشمگیری دست یافت. ری بن بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت و فروش وی فرر به حدی رسید که این شرکت به سختی انبارهای خود را پر نگه می داشت. در سال 1983، عینک های آفتابی ری بن فروش خیره کننده 360 هزار عددی را ثبت کردند. پس از آن، محصولات ری بن در برخی سریال های مطرح دهه 80 میلادی نیز حضور یافته و میزان فروش شرکت به 1/5 میلیون عدد رسید. این در شرایطی بود که تسلط ری بن تنها به هالیوود خلاصه نمی شد و همانند گذشته، ستارگان دنیای هنر، موسیقی و... از محصولات این شرکت استفاده می کردند. در دهه 90 میلادی، با تغییر جریان بازار و افزایش محبوبیت محصولات شرکت های دیگر مانند «اوکلی»، ری بن با کاهش فروش مواجه شد. این شرکت با به روز کردن فریم های خود سعی در کسب جایگاه گذشته داشت اما به توفیق چندانی دست نیافت. در سال 1999، برند ری بن به گروه ایتالیایی «لوکسوتیکا» فروخته شد که برندهای دیگری مانند اوکلی و آرنت را نیز در اختیار داشت. در سال 2007، ری بن بار دیگر با فریم اصل وی فرر و گستره وسیع تری از رنگ ها و طرح ها روانه بازار شد. همچنین خط تولید وی فرر چند رنگ که شامل فریم هایی با رنگ های ترکیبی مانند طلایی و مشکی، سفید و مشکی یا قرمز و سفید بود، راه اندازی شد. این راهبرد موثر واقع شد و پس از گذشت نزدیک به 10 سال حتی فریم اصل ری بن خلبانی که دیر زمانی مورد استفاده نیروهای پلیس و خلبانان قرار می گرفت، بار دیگر در میان افراد مشهور جایگاه خود را پیدا کرد. موفقیت ری بن موجب شد تا دیگر شرکت های تولید کننده عینک نیز به تولید نمونه های جدید از محصولات کلاسیک خلبانی و وی فرر خود اقدام کنند.
:: بازدید از این مطلب : 299 نوشته شده توسط : جعفر
هيچ کس ترديد ندارد که عرضه ي کالاها و ارائه ي خدمات کيفي از اهميت برخوردار است، ولي برندسازي موثر غالبا مهم ترين کاري است که لازم است کسب و کارها براي رسيدن به رشد و شکوفايي انجام دهند. جري مک لافين معتقد است "برند يا نمانام ادراک ذهني آدم ها از شما، يک محصول، يک خدمت، يک سازمان، يک انگيزه و هدف، يا يک ايده است، برندسازي کوشش هاي انديشمندانه و ماهرانه براي ايجاد ادراک مطلوب و خواستني در ذهن اشخاص ديگر است."
با توجه به حجم رقابتي که اين روزها بيش تر صنايع با آن روبرو هستند، شايد چيزي مهم تر از اين نباشد که از رقابت بيرون برويد و با برندسازي راهبردي يک شخصيت بي همتا و يک گزاره ي ارزشي را خلق کنيد.اجازه دهيد ويژگي هاي مشترک برندهاي موفق و کامياب را بررسي کنيم تا بر آن اساس شما نيز بتوانيد برند خودتان را بسازيد. 1) شناخت مخاطب بهترين برندها يا نمانام ها شناخت کاملي از خصوصيات جمعيتي بازار هدف و علايق و شيوه ها و ابزارهاي ارتباط گري آنان دارند. به استثناي ابرشرکت هاي زنجيره اي مثل وال مارت، اکثر کسب و کارها به دنبال مخاطبان هدف مخصوصي هستند. شناخت بازار هدف از آن رو اهميت دارد که ضمن حفظ هويت کلي يک برند زمينه را براي رساندن صدا به مشتريان و دسترسي به کارزار تبليغاتي، فراهم مي کند و در عين حال به خلق يک پيوند انساني و ارگانيک بين شرکت و مخاطبانش کمک مي کند. پر واضح است که نمي توان همه ي سلايق را پاسخ داد. به همين دليل تلاش براي جلب رضايت همه (به عبارتي ناديده انگاري مفهوم يک بازار هدف) مي تواند معکوس عمل کند و عملاً باعث شود برند يک شرکت تضعيف شود و شکست بخورد. يافتن رهيافت برندسازي درست در وهله ي نخست مستلزم شناخت بازار هدف است. ![]() 2) بي همتايي (يا منحصربه فردي) يک هويت يا شخصيت برند مستلزم وجود چيزي متمايز و مشخص است. مثلاً :
خلق يک شخصيت يا هويت در عرصه ي اقتصاد و دنياي کسب و کار به يک ايده ي انقلابي نياز دارد. به عبارتي ديگر مستلزم چيزي مشخص و خاص است که آن را از رقبا متمايز کند. در دنياي واقع، وجود يک شرکت فقط با يک شگرد و قابليت منحصر به فرد امکان پذير است مشروط بر آن که آن شگرد واقعا خوب باشد. به محض اين که شرکت به آن شگرد پي ببرد بهتر است روي آن متمرکز شود و به موقع آن را عرضه و معروف کند. آيا مي دانيد کدام محصول، خدمت يا جاذبه ي فروش بي همتا در توان و استعداد شرکت شما وجود دارد؟ اگر نمي دانيد بهتر است از همين حالا راهبرد برندسازي خود را آغاز کنيد. 3) اشتياق با اين که در کوتاه مدت مي توان يک برند با اشتياق ساخت، ولي حفظ و ماندگاري آن در بلند مدت امکان پذير نيست. وقتي شما گذشته ي آدم هاي بسيار موفق مثل استيوجابز را بررسي مي کنيد مي بينيد که همه ي آنان يک شور و شوق يا اشتياق وصف ناپذير داشتند که آنان را به حرکت وامي داشت تا سخت کار کنند و مداوما به افتخار و کاميابي دست يابند. آن اشتياق به تعصب، حميت، و لذت ناب مي انجامد، که به انسان هاي ديگر نيز سرايت مي کند. مشتريان اغلب فقط نسبت به يک محصول يا خدمت تعصب و وفاداري نشان مي دهند، که اين علاقه مندي به نوبه ي خود به تبليغات و ارجاعات شفاهي مي انجامد. اشتياق و عشق وافر هم چنين به شرکت ها کمک مي کند که در برابر مشکلات و شدايد مقاومت کنند. 4) يکساني وقتي مشتريان براي تکرار خريد به يک شرکت يا محصولات و خدمات آن مراجعه مي کنند معمولا انتظار دارند همان سطح کيفيت را که اولين بار تجربه کردند دوباره دريافت کنند. رستوران ها و کيفيت غذاها و خدمت شان بهترين مثال از اين دست است. آدم ها دوست ندارند از شرکتي خريد کنند که نمي توان به يکساني يا ثبات کيفيت آن اتکا کرد. با اين که اکثر صنايع از رقبا و رقابت اشباع شده اند ولي نداشتن ثبات يا يکساني کيفيت مي تواند دليل کافي براي مشتريان باشد تا از جاهاي ديگر خريد کنند. به همين دليل است که اهميت دارد يک استاندارد کيفي معيني براي محصول يا خدمت رعايت شود. مک دونالد مثال بارزي از يک برند است که يکساني و ثبات رويه ي شگفت انگيز و کم نظيري را به نمايش مي گذارد. اين قدرت برتر صنعت تغذيه ي فوري به مشتريان پر و پا قرصش منويي از غذاها را عرضه مي کند که در سراسر جهان يک دست و يکسان است. تفاوتي ندارد که يک نفر غذايش را در فلوريدا يا چين سفارش بدهد چون اطمينان دارد که بيگ مک در همه جا طعم و مزه ي يکسان دارد. 5) رقابت رسيدن به سطح برتر جهان کسب و کار به هيچ وجه کار آساني نيست. براي آن که يک برند بتواند نامي را براي خود بسازد لازم است اعضاي تيم در رقابت کامياب شوند و دائما در جنب و جوش باشند که بهتر بشوند. اين اصل اساسي جوهره ي کتاب سيهاکز کوچ پيت کارول، با عنوان "هميشه برنده"، و نيز روش مديریت تيم توسط وي است. هيچ يک از بازيگران اصلي هر صنعتي به اميد مصرف کنندگان شان نمي نشينند. برعکس، آنان دوست دارند بدون خستگي در راستاي برندسازي، و بهينه سازي برندشان آن قدر تلاش کنند تا از انتظارات مصرف کنندگان پيشي بگيرند. نتيجه ي نهايي مي تواند يک برند باشد که به طور مداوم در راس و فراز صنعت جاي دارد. 6) معرفي بخش بزرگ ديگري که به عنوان يکي از ويژگي هاي برندهاي متمايز و موفق شناخته شده است توانايي دسترسي به مصرف کنندگان از طريق چند کانال اطلاع رساني و ارتباط گري است. بديهي است که شرکت هاي بزرگ از مزيت تبليغات برخوردارند، چون بودجه ي بازاريابي بزرگ تر و روابط پردامنه تري دارند. آن ها مي توانند هزينه ي تبليغات هنگفت تلويزيوني را بپردازند، در مجلات مشهور و پرطرفدار جهاني نقش اصلي را داشته باشند، و رتبه ي بالايي را در نتايج موتورهاي جستجوگر اينترنتي مثل گوگل کسب کنند. با اين وجود، اينترنت و رسانه هاي اجتماعي فاصله ي بين شرکت هاي بزرگ و کوچک را باريک تر کرده اند. در حال حاضر در مقايسه با گذشته ابزارهاي اطلاع رساني بيش تري وجود دارد که به تمام شرکت ها فرصت ساختن برندشان را مي دهد. هر شرکتي با حضور در شبکه هاي اجتماعي مثل فيسبوک، توئيتر، لينکداين، و گوگل پلاس مي تواند تقريبا به هر مصرف کننده اي دست يابد. فقط بايد بداند چگونه اين کار را انجام دهد.(مهم ترين بخش يا ويژگي همين است.) 7) رهبري مثل هر جامعه ي پررونق يا تيم هاي ورزشي، عموماً يک رهبر بانفوذ نيز وراي هر برند موفقي است. اين آدم براي شرکت هاي بزرگ ممکن است مدير ارشد اجرايي(عموما مديرعامل) باشد. ولي در شرکت هاي کوچک تر معمولا خودمالک اين نقش را برعهده دارد. براي هماهنگ کردن کوشش هاي اعضاي تيم و حرکت به سوي يک چشم انداز راهبردي از يک برند، يک نفر بايد پيش قدم شود و هدايت کشتي را بر عهده بگيرد. اين رهبر مشکلات غامض را حل و فصل مي کند و براي ايجاد هماهنگي بين افراد به عنوان رابط بين بخش هاي متفاوت عمل مي کند. رهبران هم چنين انگيزه دهندگان و مشوقان ماهري هستند و خوب مي دانند چگونه توانمندي ها و قوت هاي اعضاي مختلف تيم ها را بيشينه کنند.
انواع برند و مفاهیم آنبرندهای گوناگونی برای درون و بیرون یک سازمان موفق وجود دارد که در این مقاله به معرفی هر یک می پردازیم و عملکرد آن ها رو مورد بررسی قرار می دهیم.
1- برند جهانی Global Brand برندسازی جهانی، داشتن مشتریانی در سرتاسر جهان و فرصت های جدید است که همگی جذاب و هیجان انگیز هستند. این گونه برندها به صورت گسترده ای پخش شده اند. مدل تجاری آن ها براساس شناخت، دسترسی آسان و پایداری است. مدل عملیاتی این برند بر این فرض است که همواره از سوی رقیبان در حال تهدید است و در صورت لزوم تغییراتی کوچک را براساس انتظارات و نیازهای مصرف کننده در هر منطقه جغرافیایی ایجاد می کند.
![]()
2- برند افراد مشهور Celebrity Brand افراد مشهور با هدف افزایش فالوئرهای خویش سعی بر آن دارند که کارنامه کاری خویش شامل موفقیت ها، شایعات و رسوایی ها و هم چنین خصوصیات ظاهری خود را در شبکه های اجتماعی در اختیار علاقه مندان و طرفداران خود بگذارند. مدل تجاری آنان حضور دائم در تبلیغات است که منجر به فروش حق پخش، لایسنس، امضا و نقش آفرینی به عنوان شخصیت تجاری برندهای معتبر خواهدشد. برندها معمولا با همکاری چهره های مشهور، فروش محصولات خود را بهبود می بخشند. توصیه های یک چهره مشهور راه بسیار مناسبی برای تشویق مخاطبان به خرید یک محصول به شمار می رود. 3- برند عام Generic Brand این نوع برند با از دست دادن وجوه تمایز، به 3 شکل ایجاد شده است. برند نوع اول (مرتبط با بهداشت و درمان): اشاره به برندهایی دارویی و بهداشتی دارد که از قوانین حق اختراع ثبت شده، خارج شده اند و تمام رقبا نیز از همان برند استفاده می کنند. مثل: فولیک اسید. برند نوع دوم: برند به عنوان نمادی برای تمام محصولات یا خدمات، فعالیت های مشابه به کار برده می شود. به علت ازدیاد حضور برند در زندگی روزانه افراد، این برند به زبان محاوره ای مردم وارد شده است. مثل تاید. برند نوع سوم: محصولات بدون برندی unbranded یا بدون برچسب تجاری unlabeled هستند که برای نامیدن آنان از ظاهر یا عملکرد آن ها الهام گرفته می شود. مثل: گلاب 4- برند لوکس Luxury Brand یک نگاه دقیق بر مدیریت محصولات لوکس که واقعا سودآور هستند، روشن کرده است که باید به یک استراتژی با مجموعه ای از قوانین سفت و سخت پایبند باشیم. یعنی هیچ کس یک برند لوکس را در جا وارد بازار نمی کند بلکه همه به صورت مستمر و پیوسته تخصیص منابع را در یک روش خاص مدیریت می کنند. مطابق گفته ای کارشناسان جهانی این حوزه بازاریابی برندهای لوکس مسلما بر 4 پایه استوار شده است که می توان آنها را 4E نام نهاد: تجربه (Experience)، منحصر به فرد بودن (Exclusivity)، تعهد (Engagement) و احساسات (Emotion). 5- برند فرقه Cult Brand این برند پیرامون هواداران یک فرد، گروه، یا محصول در یک جامعه شکل می گیرد. این برندها جنگ و ستیز علیه سایر برندها را مدنظر دارند. دلیل رقابت این برند با سایرین، ناشی از دلایل گروه مدارانه حاصل از نحوه نگرش آنان است و نه حضور رقیب یا نیاز بازار. اینان تمایل به داشتن «پیروان» به جای «مشتریان» دارند. قوانین را وضع و دیگران را به اجابت آن قانع می کنند. این برند یک فرهنگ مشخص را در بین هواداران خویش به وجود می آورد. 6- برند چالشگر Challenger Brand این نوع برند یک برند مزاحم برای رقباست. شاید این برند جایگاه دوم و یا جایگاه بیستم را از نظر سهم در بازار در اختیار داشته باشد، اما مهم این است که او یک برند نوآور است.این نوع برندها صرف نظر از بزرگی یا کوچکی سازمان بر بال نوآوری و خلاقیت، بزرگان بازار را در دردسر انداخته و به صورت ناگهانی بر روند بازار موثرند. برند قدرتمند در این حوزه موجب جلب توجه بیشتر سرمایه گذاران و خیرین می شود. 7- برند سرمایه گذار Investor Brand به برند شرکت های سهامی عام و سرمایه گذاران این بخش گفته می شود. وضعیت این گونه واحدهای تجاری براساس نحوه سرمایه گذاری و عملیات پیرامون سهام انجام می شود. این شرکت ها با ترکیب برنامه های مالی و استراتژیک باارزش های پیشنهادی به ذینفعان و جامعه، به دنبال افزایش میزان شهرت خود برند از طریق تقویت CSR یا فعالیت های اجتماعی و عام المنفعه شرکت هستند. 8- برند موسسه غیرانتفاعی Non Profit Brand این گونه موسسه ها با توسعه مدل های ارزش آفرین علاوه بر جمع آوری کمک و اعانه، از راه های دیگری قادر به افزایش سرمایه در جهت انجام پروژه های عام المنفعه به عنوان ماموریت اصلی خویش هستند. این نوع موسسه ها گاهی به نوعی عملیات برندینگ را برای افرایش سطح فروش خود انجام می دهند، فروشی که عواید آن بر حمایت از ماموریت اصلی سازمان استوار است. 9- برند عمل گرا یا هدف Activist Brand با توجه به بعد ظاهری برندها اگرچه در نوع خود ارزشمند هستند، اما پرداختن بیش از حد به آن ها ممکن است سازمان ها را دچار یک نوع سطحی نگری کند و آنها را از توجه به ابعاد پنهان و زیرساخت های برندسازی دور سازد. این برند مترادف با هدف و یا چرایی انجام یک فعالیت است که ذهن مصرف کنندگان نیز به همین صورت تداعی می شوند. 10- برند مولفه یا تشکیل دهنده Ingredient Brand برند مولفه از طریق چیزی که به ارمغان می آورد در پی افزودن ارزش به برند دیگر است. برند جزء دارای ارزش پیشنهادی خاصی است که موجب تقویت برند اصلی می شود. مصرف کننده با این نوع برند از پیش آشناست زیرا شرکت مالک این برند مولفه با انجام فرایند برندسازی، مصرف کننده نهایی را با برند خود آشنا می سازد. پس برند مولفه خود را به زنجیره تامین شرکت تولیدکننده دیکته می کند. در این زمینه در سایت aghayetablighat.com مواردی معرفی شده که می توانید به آنها مراجعه کنید. 11- برند کارفرما Employer Brand برند کارفرما راهبرد مدیریت سرمایه انسانی، برای تمایز است. کارکرد اصلی برند کارفرما، جذابیت برای نیروهای کاری بالقوه بیرون سازمان و نگه داری استعدادهای درون سازمان است. برند کارفرما رابطه مستقیم با برند سازمان در بین مشتریان و سایر ذینفعان خود به وجود می آورد. اگر برند کارفرما از قدرت بالایی برخوردار باشد، قدرت چانه زنی داوطلب درخصوص حقوق دریافتی کاهش می یابد و تمرکز اصلی وی بر فرصت استخدام و بخشی از آن سازمان شدن است. مانند شرکت های سواچ، توییتر، نایک و مایکروسافت.
:: بازدید از این مطلب : 352 نوشته شده توسط : جعفر
در جهانی که مصرف کنندگان به سرعت اطلاعات مورد نظرشان را دریافت می کنند، و در کسری از ثانیه راجع به یک شرکت تصمیم می گیرند، خصوصا در سال جدید مدیریت برند، همه چیز است. اگر شرکت ها بتوانند خودشان را در انظار عموم، خوب به تصویر بکشند، اساساً بر برداشت مردم از آنها تأثیر خواهد داشت. در حقیقت، در موارد بسیاری، برند و این تصویر به اندازه ی (اگر بیشتر نه) خود محصول مهم هستند.
این مسئله نشان می دهد توانایی یک شرکت در تحت تأثیر قرار دادن بازار فروش، مثبت تر از کیفیت محصول و یا هر دارایی دیگری است. در ۲۰۱۶، کسب و کارهای بسیاری با شکست مواجه خواهند شد یا بسته به توانمندی برندشان، موفق خواهند شد. 1- اهمیت دیدگاه ها مسئله ی نظر و دیدگاه مشتریان در مدیریت برند، بسیار مهم است. در حقیقت، ۸۹% از مصرف کنندگان عقیده دارند دیدگاه های برخط خدمات و محصولات، موثق و قابل اعتماد هستند. در همین راستا، ۸۰% از مصرف کنندگان اقرار کرده اند که با خواندن یک دیدگاه بد در مورد یک کالا از خریدش صرف نظر کرده اند. بنابراین، دیدگاه های بد می توانند به شرکت آسیب بزنند، و دیدگاه های مثبت می توانند به آن کمک کنند. آمارها نیز موید این موضوع هستند. ۸۵% از افرادی که با آنها مصاحبه شده بود ادعا کردند مایل اند کالایی را بخرند که دیگر مشتریان درباره اش دیدگاه خوبی را مطرح کرده باشند. این نمونه ای از قدرت بی طرفانه ی دیدگاه ها است. مشتریان از همیشه دقیق تر شده اند، و در نتیجه بازاریابی و تبلیغات تقریباً قدرت گذشته را دیگر ندارند. در سال های گذشته، تبلیغات می توانست با فنون بازاریابی به طور مؤثر، نظر یک خریدار را در مورد شرکت عوض کند. ![]() به هر حال، در ۲۰۱۶، مصرف کنندگان بسیار آگاه تر هستند و نسبت به تبلیغات، شک و تردید بیشتری دارند. خریداران به خوبی از اهداف شرکت ها آگاه هستند. به همین دلیل به شرکت ها اعتماد نمی کنند، خصوصاً به ادعاهای ساختگی آنها در مورد محصولاتشان. با این حال، آنچه مصرف کنندگان به آن اعتماد می کنند، دیدگاه های مصرف کنندگان دیگر است. هنگامی که یک مصرف کننده، دیدگاه یا نظرش از محصول یک شرکت مثبت است، فرض بر این است که این ادعا بی طرفانه و در نتیجه صادقانه است. بنابراین، مصرف کنندگان به احتمال بسیار زیاد به مصرف کنندگان دیگر اعتماد می کنند تا یک شرکت، به همین دلیل است که دیدگاه های مصرف کننده بسیار مهم است. قدم اول این است که به مشتریانتان اهمیت بدهید، و سپس آنها را دنبال کنید تا مطمئن شوید دیدگاه های مثبتی دریافت خواهید کرد. 2- تصویر همه چیز است برند بد، یعنی فروش ناچیز، از دست دادن مشتری و رشد ضعیف. برند مشخص می کند که تصویر شما در چشمان مشتریان و صنعتتان چگونه است. متاسفانه، ارزش حقیقی محصول و خدمت شما در زیر لایه های گمراه کننده ای از مطبوعات، رسانه ها، صحبت های شفاهی و تبلیغات-- همه ی آنچه برند منحصر به فرد شما را تشکیل می دهند، پنهان است. اگر می خواهید در ۲۰۱۶ در بازار بمانید، باید بیشتر از همیشه روی برندتان تمرکز کنید. برای پیشرفت برندتان به ابزاری مانند RepRevive، نگاهی بیندازید. این برنامه برای ساخت برند و ایجاد اعتماد مصرف کننده بسیار مفید است، چنین برنامه هایی کسب و کارها را قادر می سازند قبل از اجرای نظرسنجی در وبگاه ها بتوانند دیدگاه ها را مدیریت کنند. RepRevive با عرضه ی آنلاین نرم افزار مدیریت اعتبار و ابزار بازخورد کسب و کار، کمک می کند تا کسب و کارها بر دیدگاه های بد غلبه کنند و به وفاداری و احترام مشتریان دست یابند. در واقع، این برنامه، به کسب و کارهای کوچک کمک می کند تا تجربه ی مشتری را بهبود بخشند. این برنامه با اجرای یک نظرسنجی، تجربیات مشتریان را برآورد می کند و سپس این بازخوردها را در جای مناسب منتشر می کند. اگر بازخوردها خوب باشد، آن را در فیسبوک پست خواهد کرد. اگر بد باشد، آن را بررسی می کند و در اختیار خود شرکت قرار می دهد. اگر این بازخوردها در حد متوسط باشد، ممکن است با مصرف کنندگان از طریق رسانه های اجتماعی ارتباط برقرار کند. اگر شما دیدگاه های خوبی دریافت کنید، کسب و کارتان بهبود خواهد یافت و به این ترتیب درآمدتان نیز بهتر می شود. 3- مصرف کنندگان به مصرف کنندگان اعتماد می کنند نه به کسب و کارها اگر می خواهید مشتری جدید از شما خوشش بیاید، نیاز دارید او به دنبال ارزیابی مشتریان راضی قبلی برود. برای کسب و کارهای جدید، این یک سناریوی مرغ و تخم مرغ است. اگر دیدگاه های خوب بعدی از دیدگاه های خوب قبلی ناشی می شوند، پس پرسش این است چگونه می توان دیدگاه های خوب اولیه را به دست آورد؟ پاسخ این است، با ارائه ی کیفیت. اگر می خواهید مشتریانتان شما را دوست داشته باشند، هیچ جایگزینی برای کیفیت محصولات و خدمات وجود ندارد. کیفیت کمک خواهد کرد در ابتدا رتبه ی شما افزایش بیابد. مخصوصاً برای کسب و کارهای خدماتی، رتبه بندی بسیار مهم است. تفاوت یک ستاره در رتبه ی یک رستوران می تواند تا ۱۰% بر درآمد شرکت تأثیر بگذارد. نیازی نیست که کارشناس بازار باشید تا اهمیت دیدگاه های آنلاین را درک کنید، باید هر کاری که می توانید برای بهبود آنها و مثبت نگاه داشتن شان انجام دهید.
:: بازدید از این مطلب : 678 نوشته شده توسط : جعفر
از راه اندازی تا بلوغ مراحلی هستند که شرکت ها در مسیر خود طی می کنند؛ و هر فاز دارای پویایی متفاوتی است. آنها با تجسم اهداف از روز اول، با اطمینان کسب وکار و برندشان را توسعه می دهند. این رویکرد منجر به رشد شان می شود که به عنوان یک راهنما برای مشتریان، مدیریت، کارکنان و سرمایه گذاران به صورت مضاعف عمل می کند. مانند یک کارآفرین موفق، یکی از بزرگ ترین نقاط قوت شما این است که می توانید رویا ببینید و برند شما باید منعکس کننده رویاهای شما باشد.
و نشانگر آینده دوردست باشد. بنابراین، برندی که شما می سازید باید مسیری به سوی نقطه موفقیت داشته باشد و تصویری دقیق که شما از موفقیت ترسیم کرده اید، دارا باشد. با توسعه یک برند متمرکز بر نقطه موفقیت، شما یک برند را ایجاد کرده اید تا در آن رشد کنید، نه اینکه شما به موازات رشد نیاز به تغییر مداوم آن داشته باشید. برند عبارت است از نقطه موفقیت شما. بسیاری از برندها در همان لحظه برند هستند، نه فراتر از آن. آنها به مرور از اعتبار می افتند. بنابراین، آنها اغلب به خودشان یک نام و یک برند اختصاص می دهند که متناسب با دیگر بخش ها نیست. این مدتی کوتاه کارآیی دارد، اما همان طور که آنها رشد می کنند و با افزایش رقابت مواجه می شوند، آن دسته از عوامل مشابه کسب وکار آنها را در خود محصور می کند. مورد توجه قرارگرفتن سخت تر و سخت تر می شود، فقط به این دلیل که افزایش رقابت، تمایز را حیاتی می سازد. بنابراین، آنها برند جدیدی را تعریف می کنند. همچنین اگر آنها بعدا نیاز به وجوه سرمایه گذاران برای توسعه سرمایه خود را داشته باشند، ابتدا باید اهداف برندشان مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرد. یک برند که بر محصول متمرکز شده احتمالا به اندازه کافی بزرگ یا بلند پروازانه برای این ذی نفعان نیست. عنوان کاری آنها با سرمایه در گردش شان همتراز نیست. بنابراین، آنها مجددا برند جدیدی تعریف می کنند. این روند در صورتی که آنها نیاز به ورود به بخش های جدید یا گسترش بازارشان، به منظور رویارویی با اهداف رو به رشد خود را داشته باشند، ادامه می یابد و دوباره به یک برند جدید نیاز دارند که قادر به انجام آن باشد. و هر زمان که آنها وارد فرآیند تغییر برند می شوند، متحمل هزینه و زمان شده و مجبور به آموزش و شناساندن مجدد خود به بازار می شوند.
اما ایجاد صحیح یک برند از همان آغاز، که نزدیک به چشم انداز شما از موفقیت باشد و خصوصیات برندتان به طریقی سازگار با نیت و هدف شما در طول پیشرفتش باشد، نشانگر آن است که شما اقدام به تصمیم گیری بهتری کرده اید و به همه کسانی که با شما در ارتباط هستند اطمینان می دهید که آنها در حال کار با یک شرکت هدفمند هستند. بنابراین، دقیقا شما چگونه این کار را انجام می دهید؟ چگونه یک برند بسازیم که گواهی برای آینده باشد؟ 1- با یک فرض قدرتمند شروع کنید: یک دلیل برای راه اندازی کسب وکار براساس آنچه که برای مصرف کنندگان مورد توجه است. ببینید که برای چه نیازی می خواهید یک راه چاره ارائه دهید. چرا شما موفق خواهید شد؟ برای این نیاز چه تدبیری اندیشیده اید؟ و چرا آن بسیار متفاوت از چیزی است که امروز افراد می توانند آن را انجام دهند؟ در مرحله بعد، نقطه موفقیت خود را تعیین کنید از لحاظ آنچه که کسب وکار شما در آینده چگونه به نظر می رسد. 2- تا چه حد بزرگ خواهد بود؟ برای پاسخ به این سوال، از خود بپرسید: نقطه بیشترین سودآوری کجاست؟ آیا شما در مقیاس خود سود آورترین یا به عنوان یک متخصص خواهید بود؟ در رده محلی، ملی یا جهانی؟ درحالی که برای بسیاری از کارآفرینان عامل وسوسه کننده این است که به بزرگی برسند که به معنای رسیدن به سودآوری است. 3- پویایی های احتمالی این بخش چیست؟ اوضاع در این فضا در طول سال های پیش رو به چه صورت می گذرد و چه تعداد کار برای انجام وجود دارد؟ بخش های شلوغ تر احتمالا به معنی رقبای بیشتر خواهد بود. نیاز است که چقدر متفاوت باشید تا در آینده ایستادگی کنید؟ 4- چقدر فضا در اختیار دارید قبل از اینکه شما نیاز به تنوع بیشتری داشته باشید؟ به عبارت دیگر، آیا برای بازار شما رشد اساسی و کافی وجود دارد که به برنامه هایتان بپردازید؟چه مدت می توانید در این بخش بمانید، قبل از اینکه نیاز به گسترش در حوزه های دیگر داشته باشید؟ این باعث این تصمیم خواهد شد که برند شما باید چه اندازه مصمم یا در بخش خود تک باشد. 5- چگونه می خواهید رشد کنید؟ از طریق جریان نقدی یا از طریق سرمایه گذاری؟ این کمک خواهد کرد که شما تصمیم بگیرید که باید بیشتر از همه به چه کسانی رجوع کنید. با این پاسخ ها، شما خواهید دانست که چرا قصد موفقیت دارید، تا چه وسعتی نیاز به رشد دارید، تا چه شدتی شما نیاز به رقابت دارید، شما برای رسیدن به آنجا با چه چیزی قصد مبارزه دارید، تا چه وسعتی نیاز به تنوع دارید و چه میزان نیاز دارید که افراد در حوزه شما یا یک کسب وکار سرمایه گذاری کنند که بر اساس خرید و فروش رشد می کند.این رمز موفقیت است. برند خود و یک طرح کسب وکار برای آن را ایجاد کنید، سپس از چالش های اولیه خارج شده و آن رویا را تعقیب کنید.
:: بازدید از این مطلب : 687
|
|
آرشیو مطالب آخرین مطالب پیوند های روزانه مطالب تصادفی مطالب پربازدید چت باکس
تبادل لینک هوشمند پشتیبانی LoxBlog.Com
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||