نوشته شده توسط : جعفر
این روزها چه در حال گشت و گذار در فضای مجازی باشید،چه در حال قدم زدن در بازار و خیابان و یا دیدن فیلم و یا گوش دادن رادیو با سیل انبوهی از تبلیغات در زمینه های متفاوت روبرو میشوید .اما تبلیغات موثر چیست و چگونه تبلیغ کنیم تا به هدف مورد نظر خود برسیم ؟ در تبلیغات بازرگانی به زبان ساده تر می توان گفت ؛ هر عملی که باعث جلب توجه مردم به محصولی خاص و یا فعالیت های تجاری درجامعه گردد ،تبلیغات نامیده می شود، البته طوری که مردم از آن به خوبی استقبال کنند و درنهایت منجر به خرید محصول مورد نظر گردد . در واقع تبلیغات، اطلاعات کنترل شده، قابل تشخیص و قانع کننده است که توسط رسانه های ارتباط جمعی ارائه می شوند. امروزه هدف اصلی بازاریابی طی برنامه ریزی تبلیغاتی بر اساس آگهی اطلاع رسانی، آگهی متقاعد کننده و آگهی یاد آوری کننده صورت می گیرد : 1. آگهی اطلاع رسانی و یا آگاه کننده : درباره محصولی جدید، به امر مطلع نمودن مشتریان درباره تغییر قیمت ها، شرح چگونگی کاربرد محصول، رفع شایعات و کاهش نگرانی مصرف کننده می پردازد و هنگامی که محصول جدیدی وارد بازار می شود برای معرفی آن به کار گرفته خواهد شد.ساخت سایت 2. آگهی متقاعد کننده : به آن دسته از آگهی های تبلیغاتی گقته می شود که مشتری را نسبت به خرید محصول ترغیب کند و همینطور این نوع آگهی زمانی که بازار رقابتی افزایش یابد کاربرد بیشتری پیدا می کند. 3. آگهی یاد آوری کننده : مانند انواع قبلی کاربرد خاص خودش را دارد ، همیشه به مشتریان خود نوعی محصول را یادآوری می کند که ممکن است در آینده نزدیک کالای مورد نظر نیاز باشد. البته این امر زمانی کاربرد دارد که محصول مورد نظر شناخته شده باشد.طراحی سایت شرکتی البته نکات مهم دیگری که توانسته اند بهتر و بیشتر در امر تبلیغات به بازاریاب و یا مبلغ کمک کنند وجود دارند که از آن به نام پنج طرح اقناعی یاد می شود. این طرح ها که بیشتر در این دو رسانه جمعی یعنی تلویزیون و رادیو کاربرد دارد ، 1- طرح محرک و پاسخ : این طرح در ابتدا طرح انگیزشی را رد می کند و معتقد است که با وارد کردن محرکی ،افراد و یا هر جاندار دیگری پاسخ خواهند داد. مثلا با گذاشتن غذا جلوی یک فرد گرسنه ناخودآگاه بزاق آن ترشح می کند و به همین دلیل است که کارشناسان اعتقاد دارند که این طرح در فرایند تبلیغات موثر خواهد بود . البته این طرح تکنیک هایی نیز به همراه دارد که از آن جمله می توان به امر " تکرار ، اسارت مخاطب و مجاورت زمانی و مکانی " اشاره کرد . 2- طرح شناختی : این طرح بر عکس طرح محرک و پاسخ عمل می کند و معتقد است که انسان موجود متفکر و منطقی می باشد و به همین دلیل می توان با دادن اطلاعات و آگاهی از وضعیت مطلوب، کیفیت بهتر کالا و خدمات پس از فروش محصولی، توجه آنان را جلب نموده و سبب مصرف محصول مورد نظر گردد . مثلا:" استفاده از فلان کالا مزیت های فراوانی دارد و خدمات آن بیشتر و بهتر از دیگر شرکت های تولید کننده می باشد". البته تئوری هایی مثل ساز و کار شناختی ، نا هماهنگی شناختی و نظریه مفهومی یاری رسان این طرح می باشند . 3- طرح انگیزشی : بر خلاف طرح محرک و پاسخ در این طرح افراد موجوداتی منفعل تصور نمی شوند که به صورت انفعالی به خرید کالا اقدام کنند. انسان موجودی با انگیزه است که با هدف خاصی به سمت خرید کالایی گام بر می دارد. مبلغ در این طرح عقیده دارد که مهمترین عنصر انگیزه مخاطب است و برای فروش کالا باید انگیزه او را بر انگیخت. فرد دارای انگیزه است و این باعث ایجاد تنش در او می شود, فرد سعی در کاهش این تنش دارد. این طرح معمولا دارای دو مرحله است: 4- طرح اجتماعی : این طرح با تاکید به ارزش ها و هنجار های اجتماعی بیشتر در بین گروه های اجتماعی جای دارد و معتقد است که افراد نیاز به تائید دارد و به همین دلیل است که حساسیت زیادی نسبت به عقیده کسانی دارد که در مجاورت او هستند . در کل این طرح با ایجاد حس تعلق گروهی در فرد سعی در مصرف کالای خاصی می کند. 5- طرح شخصیتی : این مدل نشان دهنده این امر است که افراد شبیه به هم نبوده و نیستند و اعتقاد دارد که عده ای خیلی زود تحت تاثیر قرار می گیرند و عده ای دیگر دیرتر . از همین روست که دو نوع عملکرد مختلف را تبیین می کند که عبارت اند از: بدین صورت متوجه می شویم که تبلیغات خود یک روند بسیار مهمی را داراست که طی این فرایند می توانند جامعه را بسوی اهدافی خود متمایل سازد. طراحی سایت تهران :: بازدید از این مطلب : 258 نوشته شده توسط : جعفر
مایک فریدمَن مدیرعامل شرکت مشاوره جهانی کِپنر- ترگو و بنجامین تِرِگو یکی از موسسان این شرکت، برای تدوین و اجرای استراتژی پنج مرحله مشخص کردند. این پنج مرحله دیدگاه کلی مناسبی از این سفر استراتژیک به شما می دهد. 1. جمع آوری و تحلیل دانش استراتژیک همانطور که قبلا گفتم، پرسیدن سوالات درست اساس تعیین استراتژی است. نخست باید بدانید چه سوالاتی را بپرسید و سپس به دنبال اطلاعاتی بروید که برای پاسخ دادن به آن ها مفید است. اکنون بیش از هر زمان دیگر به اطلاعات مختلف دسترسی دارید. فقط باید بدانید از کدام اطلاعات استفاده کنید و کدام را نادیده بگیرید. اطلاعاتی بیابید که در تعیین روندها و فرضیات کسب وکار کمک کنند و سایر اطلاعات را نادیده بگیرید. وقتی به آینده کسب وکار فکر می کنید، اول به محیط خارجی بپردازید. روندهای جامعه، دولت، سیاست، فناوری و اقتصاد مربوط به کار شما چیست؟ سپس به روندهایی توجه کنید که بر افراد کلیدی شما یعنی خریداران و تامین کنندگان اثر می گذارد. به زنجیره ارزش خود نگاه کنید. در آینده چه تغییری خواهد کرد؟ به کدام عوامل کلیدی موفقیت نیاز خواهید داشت؟ صنعت شما چه تغییری می کند؟ به محیط درونی توجه کنید سپس همه اطلاعات مربوط به عوامل داخلی شرکت را کنار هم بگذارید. چه محصولاتی خوب می فروشد؟ چه محصولاتی خوب نمی فروشد و دلیلش چیست؟ در رابطه با چه خریداران و بازارهایی موفق هستید و در رابطه با کدام موفق نیستید؟ استراتژی های گذشته را کالبدشکافی کنید. کدام استراتژی ها موثر بودند و کدام نبودند؟ کارمندان و سایر ذینفعان از چه استراتژی هایی حمایت کردند و از کدام استراتژی ها حمایت نکردند؟ در اجرای استراتژی های قبلی چقدر موفق بودید؟ باید همه اطلاعات لازم را جمع کنید و پایه ای برای چهار گام بعدی قرار دهید. با اطلاعات این مرحله می توانید حدس هایی درباره محیط های داخلی و خارجی آینده بزنید و موارد لازم برای موفقیت در آن ها را تعیین کنید. همچنین می توانید مشکلات و فرصت های احتمالی مسیر را مشخص کنید. 2. تدوین استراتژی مرحله دوم تدوین استراتژی است، یعنی انتخاب یک استراتژی که می خواهید از آن پیروی کنید. ابتدا چارچوب زمانی را مشخص کنید. هر استراتژی باید نقطه پایان داشته باشد. وقتی درباره آینده صحبت می کنید، از کدام بازه زمانی حرف می زنید؟ چارچوب زمانی به نیروهای درون و بیرون سازمان بستگی دارد. قوانین جدید یا تغییرات صنعت شما را وادار می کنند که استراتژی هایتان را در یک بازه زمانی مشخص محقق کنید. دومین عامل تعیین کننده، باورهای اصلی سازمان است. استراتژی باید در متن ارزش ها و باورهای شرکت محقق شود. باورها هدایت کننده رفتار و روش های روزانه سازمان هستند و فرهنگ آن را می سازند. نیروی محرک وقتی چارچوب زمانی را مشخص کردید و باورهای اصلی را شناختید، می توانید نیروی محرک را تعیین کنید. نیروی محرک قلب تدوین استراتژی است و محصولات و خدماتی که ارائه می کنید و بازارهایی که به آن ها خدمت رسانی می کنید یا نمی کنید را مشخص می کند. در فصل نهم به طور مفصل درباره نیروی محرک صحبت کردم. وقتی نیروی محرک را مشخص کردید، باید محصولات، خدمات و بازارهای هدف را با آن سازگار کنید. قرار نیست همزمان محصولات جدید تولید کنید و به بازارهای جدید وارد شوید. وقتی در حوزه هایی موفق هستید بگذارید نیروی محرک اولویت های جدید را مشخص کند. نیروی محرکِ محصول یا خدمت آن است که محصولات و خدمات موفقی داشته باشید. با فروش آن محصولات به بازارهای جدید رشد می کنید. بازاری که نیروی محرک بخواهد شما را وادار می کند به بازارهایتان نگاه کنید و محصولات و خدمات جدیدی بیابید. گام بعدی تعیین اهداف مالی برای استراتژی است. در مورد بازگشت سرمایه و سودآوری چه انتظاراتی دارید؟ چه درآمدهایی خواهید داشت؟ ماتریس محصول/بازار مرحله دوم تدوین استراتژی را با تهیه ماتریس محصول/بازار تمام کنید. در این ماتریس محصولات فعلی، بهبود یافته و جدید به صورت افقی در ردیف بالا قرار می گیرند و همه بازارهای فعلی، اصلاح شده و جدید به صورت عمودی زیر هر محصول می آیند. در هر خانه ماتریس میزان تاکید بر هر مورد (از «زیاد» تا «مصداق ندارد» یا «پیگیری نشود») را یادداشت کنید. اکنون نقشه راهی برای تهیه نمای استراتژیک دارید. 3. برنامه ریزی پروژه سپس، به مرحله سوم یعنی برنامه ریزی پروژه بر اساس آن استراتژی می رسید. در این مرحله، بر اساس نمای استراتژیک و ماتریس محصول/بازار که در مرحله دوم به دست آمده، فهرستی از پروژه های کلیدی احتمالی از جمله پروژه های کلیدی فعلی مثل ارتقای فناوری اطلاعات تهیه کرده و سپس هر پروژه احتمالی را تحلیل و اولویت بندی کنید. این پروژه ها برنامه های عملی آن استراتژی هستند. بیشتر بخوانید: هایک ویژن نصب دوربین مداربسته 4. اجرای استراتژی مرحله چهارم، اجرای استراتژی است. این مرحله بسیار دشوار است. هنگام تعریف پروژه ها به جزئیات دقت کنید و هرگاه منابع بیشتری در دسترس داشتید، پروژه های بیشتری اضافه کنید. همه چیز بر اجرا اثر می گذارد. آیا ساختار سازمانی مناسبی دارید؟ آیا اطلاعاتی که در اختیار افراد قرار می دهید واقعا لازم است؟ مسئله مهمی که باید در این مرحله به بررسی آن بپردازید، فرهنگ است. آیا فرهنگ و استراتژی سازمان با یکدیگر همسو هستند؟ آیا ارزش ها و باورهای شرکت از تصمیماتی که درباره محصولات، بازارها و اهداف مالی گرفته اید حمایت می کنند؟ به اهداف اجرایی خود نگاه کنید. آیا روش پاداش دهی شما مشوق افراد در دستیابی به اهداف استراتژیک است؟ ارتباطات خوب، قطعه نهایی پازل اجرای استراتژی است (فصل نوزده). اگر استراتژی را درست توضیح ندهید، بی نتیجه می ماند. 5. کنترل، بازبینی، به روز کردن مرحله پنجم کنترل، بازبینی و به روز کردن مدام استراتژی است. هرگز کم کاری نکنید. شاید استراتژی در مسیر درستی باشد، اما به خاطر بی توجهی شما از مسیر خارج شود. آیا افراد به اهداف استراتژیک خود دست می یابند؟ آیا پروژه های استراتژیک در موعد مشخص تمام می شود و نتایج موردنظر به دست می آید؟ همه چیز تغییر می کند. اگر چیزی در محیط تغییر کند، باید بعضی از تصمیمات قبلی را بازبینی کنید. همچنین، شاید بعضی از فرضیاتی که هنگام تعیین استراتژی داشتید، غلط از کار درآید. در این شرایط، باید استراتژی را با شرایط جدید تنظیم کرده یا در جهت دیگری حرکت کنید. کار استراتژیست هرگز تمام نمی شود. بیشتر بخوانید: دوربین مداربسته دوربین مداربسته هایک ویژن :: بازدید از این مطلب : 243 نوشته شده توسط : جعفر
امروزه صنعت بازاریابی و تبلیغات برای ابداع و معرفی یک سرواژه یا اصطلاح جدید در هر شبی که صبح می شود بسیار بدنام است. برخی از این واژه ها و اصطلاح ها مانند "بازاریابی محتوایی” بسیار مطرح و شناخته شده می شوند و برخی دیگر دوره عمر بسیار کوتاهی دارند، تا جایی که اگر نامی از آن ها ببریم ممکن است شما آن را به عنوان واژه تخصصی حوزه بازاریابی نشناسید. در ادامه این مطلب قصد معرفی یکی از این واژه هایی راداریم که شاید اخیراً به این صنعت اضافه شده است و آن هم تبلیغات محتوایی – content advertising- است، می خواهیم از کجا آمده، از چه چیزی ساخته شده و آیا حق باقی ماندن در مجموعه واژگان ما در سال جاری را دارد یا خیر؟ شاید لزومی نداشته باشد که آن به عنوان واژه ای مرکب از دو واژه ساده تر قبول کنیم، اما چیزی که از ظاهر آن پیداست، این است که از ترکیب دو واژه با مفهوم بازاریابی محتوایی + تبلیغات ساخته شده است: تبلیغات تبلیغات به عنوان نوعی ترفیع و ترویج غیرشخصی محصولات و خدمات توصیف می شود و موضوع آن در رابطه با تفهیم ارزش پیشنهاد فروش یک محصول یا خدمت در مقیاسی مشخص است. از قدیم، این نوع ارتباط را یک نوع ارتباط یک طرفه می شناختند. شرکت طراحی وب سایت بازاریابی محتوایی مطمئنم که به خوبی با تعریف بازاریابی محتوایی آشنایی دارید، یکی از تعاریفی که برای این نوع از بازاریابی ارائه شده است به این قرار است که: بازاریابی محتوایی یک رویکرد استراتژیک بازاریابی است که متمرکز بر تولید و توزیع محتوای مرتبط، مستمر و باارزش به منظور جذب و نگهداری مجموعه ای از مخاطبین با دقت و به روشنی تعریف و مشخص شده است – و درنهایت در پی هدایت رفتار سودمند مشتری است. بازاریابی محتوایی در رابطه با ارتباط برقرار کردن با مصرف کننده ها بدون فروش چیزی به آن هاست. این حوزه از بازاریابی در ارتباط با ارائه محتوا آموزشی، سرگرم کننده و همواره همراه باارزش افزوده به مصرف کننده ها به منظور غنی سازی تجربه وب گردی آن ها می باشد. طراحی سایت فروشگاهی تبلیغات محتوایی از آنجائی که بازاریابی محتوایی اساساً مرتبط با ارائه ارزش از طریق محتوا (آموزش، سرگرمی الهام بخشیدن) است، در دوره کنونی به طور ویژه ای به دلیل پذیرش بسیار زیاد و قابل قبول شبکه های اجتماعی موفقیت آمیز می باشد. بدون وجود شبکه های اجتماعی، تصور ویروسی شدن یک محتوا به صورت فعلی بسیار سخت و مشکل است. توانایی مصرف کننده ها به منظور داشتن یک گفتگو دوسویه از طریق به اشتراک گذاری محتوا به بازاریابان فرصتی فوق العاده برای بهره برداری از ترافیک اجتماعی و ارگانیک برای دیده شدن محتوای خودشان توسط دیگران را می دهد. بااین وجود، به دلیل اشباع فضای اینترنت با محتوای تولیدشده توسط کاربران و برندهای مختلف، دست پیدا کردن به مصرف کننده ها از طریق کانال ها و شیوه های ارگانیک سخت تر و سخت تر شده است. اگر شما دارای یک صفحه فیس بوک هستید و در آن فعالیت دارید، مطمئناً اخیراً متوجه گزینه ای تحت عنوان exposure به معنای نمایش و در معرض چیزی قرار گرفتن به منظور نمایش بیشتر و سریع تر محتوای خود برای تعداد مخاطبین بیشتر شده اید. در متون مختلف بازاریابی خیلی کم در مورد موضوع تبلیغات محتوایی مطلبی نوشته، ترجمه و ارائه می شود و چیزی هم که اغلب در این رابطه نوشته و منتشر می شود، خیلی قدیمی و از تاریخ گذشته است. تبلیغات محتوایی نوشتن متن تبلیغات نیست. ما در آی بازاریابی آن را به صورت زیر تعریف می کنیم: طراحی وب سایت شرکتی تبلیغات محتوایی چیست؟ تبلیغات محتوایی یک استراتژی بازاریابی به منظور تولید محتوایی است که هدف اصلی توزیع آن از طریق کانال های پولی و به منظور افزودن ارزش به مخاطب است. به طور طبیعی، تبلیغات محتوایی (استراتژی جامع و فراگیر) و تبلیغاتی که هماهنگ و مناسب با زیرساخت توزیع و ارائه آن است، دست به دست هم و با یکدیگر پیش می روند. درحالی که تمامی انواع محتوا اغلب بر روی وبلاگ برند مرتبط با خودش منتشرشده و از طریق شبکه ها و کانال های اجتماعی مختلف منتشر می شوند، تولید محتوایی که برای توزیع از طریق کانال های پولی و شیوه های مشابه با آن تولید می شوند، به طورکلی متفاوت است. محتوایی که با توجه به اصول کلی بهینه سازی نتایج موتورهای جستجو (سئو) تولید می شوند، می توانند به طور قابل توجهی از فرصت های ایجادشده برای جستجو کلمات کلیدی بهره ببرند. محتوایی که با در نظر داشتن شبکه های اجتماعی تولیدشده اند می توانند به شکلی طراحی شوند که قابل اشتراک گذاری باشند و بنابراین عمدتاً به صورت بصری و قابل مصرف توسط عموم می باشند. محتوایی که لزوماً باهدف توزیع از طریق کانال های پولی تهیه شده است، می توانند به موضوعاتی بپردازند که به صورت عادی و فعال توسط مردم مورد جستجو قرار نمی گیرند یا خیلی قابلیت اشتراک گذاری ندارند، اما درنهایت می توانند بسیار اثرگذار باشند. این نوع از محتوا به برندها فرصتی برای ارائه محتوای شخصی به مخاطبین بدون در نظر داشتن قوانین عمومی جستجو یا شبکه های اجتماعی به منظور دیده شدن آن ها توسط مردم را می دهد. به عبارتی این نوع از محتوا لزوماً بر هدف نهایی، یعنی همان تأثیرگذار بودن، متمرکز می باشند. طراحی پورتال
:: بازدید از این مطلب : 227 نوشته شده توسط : جعفر
احتمالا عامیانه ترین و دم دست ترین تعریف ممکن برای واژه برند این است: نامی که مستقیما دلیل فروش کالاها یا استفاده از خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. مشخص است که برند فقط یک نام نیست بلکه یک نشانه یا سمبل یا آرم گرافیکی نیز دارد که منحصر به فرد است.قطعا اگر اندکی تامل کنید متوجه می شوید که هدف از ایجاد یک برند، چیزی فراتر از فروش کالا یا ارائه خدمات هدف است. برند علاوه بر اینکه باید سهم بازار را زیر تسلط خود نگه دارد، برای رشد کسب و کار هم راه هایی را مطرح می کند و کارکنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ می کند و ارزش خود را نزد سهام داران مجموعه هم ارتقا می بخشد. اما مسئله اینجا ست که حالا برند صرفا یک نام یا نماد نیست بلکه عناصر دیگری چون تجربه ها، شنیده ها، روایات و خاطره های ذهن افراد، ویژگی های خاص افراد مصرف کننده از آن و حتی موقعیت مکانی مراکز فروش یا ارائه محصولات و قیمت آن ها هم در این مجموعه در هم تنیده شده و همه آنها با هم مفهوم برند را بوجود آورده اند.
در مجموع یکی از بهترین تعریف های برند توسط گاردنر و لوی در سال 1955 ارائه شده است .برند مفهومی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده ها و ویژگی ها را در بر می گیرد. برند نه تنها با استفاده از آهنگ خود (و نیز معنی و مفهوم لغوی خود) بلکه مهم تر از آن با استفاده از هر عاملی که در طول زمان با آن آمیخته اند و در جامعه به صورت هویتی شناخته شده و نمود یافته است، با مشتری سخن می گوید.البته تعاریف دیگری هم در مورد برند مورد استفاده قرار گرفته از جمله تعریف استفن کینگ که معتقد است محصول چیزی است که در کارخانه ها ساخته می شود وبرند چیزی است که مشتری آن را خریداری می کند.از تعاریف بالا مشخص شد که برند مفهومی پیچیده است که جزئیات متعددی دارد. فلسفه برند سازی امروزه گسترش فراوانی یافته است؛ به طوری که برای آن کمپین برند سازی ایجاد شده است، که این کمپین برای ایجاد یک برند به نکات زیادی توجه می نماید، از جمله جنبه های تصویری و حتی جنبه های شنیداری یک برند. حتی قسمت هایی بر روی تلفظ یک برند در زبان های مختلف مطالعه می نمایند تا برندی را انتخاب نمایند که در تمام زبان ها تلفظی یکسان داشته باشد. کارخانه کوکا کولا که دارای یکی از برند های معتبر در دنیاست، قبل از انتخاب برند خود روی بسیاری از این مسائل توجه کرده و یک برند با اعتبار برای خود و نام شرکت خود ایجاد نموده است.در دنیای امروز بسیاری از شرکت ها که فکر می کنند می توانند در زمینه تجارت موفق باشند، به دنبال نام و برندی برای خود می باشند که بتواند در سراسر جهان نام آنها را بر سر زبان بیندازد. بیشتر بخوانید: دوربین تشخیص چهره دوربین مداربسته آنالوگ :: بازدید از این مطلب : 239 |
|
آرشیو مطالب آخرین مطالب پیوند های روزانه مطالب تصادفی مطالب پربازدید چت باکس
تبادل لینک هوشمند پشتیبانی LoxBlog.Com
|