نوشته شده توسط : جعفر

آیا شما هم می‌خواهید نرخ تبدیل و بازگشت سرمایه‌تان را افزایش داده، با خیال تخت محصولات برندتان را گسترش دهید و نتایج استراتژی بازاریابی‌تان را بهبود بخشید؟ با مشخص کردن بازار هدف یا Target Market برای برندتان، یکی از مهم‌ترین و چالش برانگیزترین قسمت‌های بازاریابی کسب‌وکارتان را پشت سر خواهید گذاشت.
خوب دقت کنید: بازار هدف برند شما «همه و هر کس» نیست! وظیفه شما در تعیین بازار هدف این است که بتوانید نیچ (گوشه) مخصوص به کسب‌وکارتان را بفهمید و مشخص کنید تا بتوانید بر آن‌ها مسلط شوید.

هر چه بهتر بتوانید بازار هدفتان را بشناسید، بهتر هم می‌توانید آن‌ها را با تولید محتوای مرتبط، پیام‌رسانی و تبلیغات صحیح نشانه بروید.
تعیین بازار هدف یا Target Market اساس و بنیاد تمام اجزای استراتژی بازاریابی برندتان است. با مشخص کردن آن بدون دغدغه می‌توانید محصولات یا خدماتتان را توسعه دهید. هر چه مخاطب خود را عمیق‌تر بشناسید نرخ تبدیل و بازگشت سرمایه‌تان (ROI) نیز افزایش خواهد یافت.
در این مقاله به شما فرآیندی ساده را نشان خواهیم داد که طی آن بتوانید بازار هدف خود را درک کنید.

بازار هدف یا تارگت مارکت (Target market) چیست؟

فرض کنید که محصول شما محلولی برای جلوگیری از ریزش مو است. قطعا بازار هدف شما کسانی که موهای پر پشت و سالمی دارند نیست و آن‌ها از شما خرید نخواهند کرد. بازار هدف یا تارگت مارکت شما کسانی هستند که احتمال خریدشان بیشتر از بقیه افراد است و بیشتر به محصول شما نیاز دارند.
به نظر پیدا کردن بازار هدف امری ساده است. اما زمانی این کار سخت می‌شود که تنوع مشتریان برای یک محصول زیاد می‌شود یا این‌که شما محصولی را ارائه می‌کنید که تقاضای زیادی برای آن در بازار وجود داشته باشد. بنابراین اگر بخواهید به «همه و هرکس» محصولتان را بفروشید، چطور می‌خواهید بازار هدفتان را مشخص کنید؟

انواع بازار هدف و چگونگی شناخت آنها

کسب‌وکارها تلاش می‌کنند به جای این‌که به همه بازار دست پیدا کنند، با استفاده از تارگت مارکتینگ، انرژی خود را صرف بخش مشخص و تعریف شده‌ای در بازار بکنند.
بازار هدف به چهار بخش کلی تقسیم می‌شود:

  1. بر اساس ویژگی‌های جمعیتی
  2. بر اساس ویژگی‌های روانشناسی
  3. بر اساس ویژگی‌های رفتاری
  4. بر اساس ویژگی‌های جغرافیایی

با استفاده از این ۴ نوع بخش‌بندی بازار هدف می‌توانید مشتریان خود را بر اساس ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن‌ها هدف قرار دهید و کمپین‌های موثرتری ایجاد کنید و موقعیت‌ بهتری در بازار پیدا کنید.

مهم‌ترین اهمیت بخش‌بندی بازار هدف این است که راحت‌تر می‌توانید بر منابع و تلاش‌های بازاریابی خود تمرکز کنید و بیشترین مخاطب ارزشمند را به دست آورید و به اهداف کسب‌وکارتان نزدیک‌تر شوید.

بیشتر بخوانید: استراتژی کشش و رانش در بازاریابی یعنی چه؟

تارگت مارکت به شما کمک می‌کند که مشتریان خود را بهتر بشناسید، مشخص کنید که در بخش بازار هدفتان چه چیزهایی نیاز است و بفهمید که چطور می‌توان با محصولات و خدماتتان، آن نیازها را برطرف کرد. بدین ترتیب می‌توانید استراتژی بازاریابی موفق‌تری را نیز تدوین کنید.

انواع بازار هدف

همان‌طور که اشاره کردیم، بازار هدف به چهار بخش تقسیم می‌شود و هر بخش نیز خود زیرگروه‌هایی دارد.

بخش اول: بر اساس ویژگی‌های جمعیتی
تقسیم‌بندی بر اساس ویژگی‌های جمعیتی یکی از متداول‌ترین و معروف‌ترین نوع بخش‌بندی است. در این نوع بخش‌بندی اطلاعات آماری افراد را پوشش می‌دهیم.
انواع این اطلاعات شامل موارد زیر می‌شود:

  • سن
  • جنسیت
  • درآمد
  • مکان زندگی
  • وضعیت خانوادگی
  • درآمد سالیانه
  • تحصیلات
  • قومیت
  • مذهب

کسب‌وکارهایB2C می‌توانند از بخش‌بندی بالا برای تقسیم مخاطبانشان استفاده کنند، اما کسب‌وکارهای B2B بهتر است از این بخش‌بندی استفاده کنند:

  • اندازه شرکت
  • صنعت
  • کارکرد شغلی

از آنجا که بخش‌بندی بر اساس جمعیت وابسته به اطلاعات آماری و حقایق است می‌توان از برخی سایت‌ها مانند گوگل آنالیتیکس یا الکسا برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده کرد.

مثلا شرکت مازراتی که ماشین‌های لوکس می‌فروشد، بازار هدفش افراد پردرآمد است.

یا در مورد شرکت‌های B2B می‌توان برندی را مثال زد که پلتفرم بازاریابی خاصی را می‌فروشد. آن وقت بازار هدفش مدیران رده بالای شرکت‌های دارای بیش از ۵۰۰ نفر کارمند هستند که قدرت تصمیم‌گیری و اجرا دارند.

بخش دوم: بر اساس ویژگی‌های روانشناسی

در بخش‌بندی بر اساس ویژگی‌های روانشناسی، بازار هدف را بسته به عواملی انتخاب می‌کنیم که به شخصیت و هویت آن‌ها باز می‌گردد.

مثال‌های بخش‌بندی بر اساس ویژگی‌های روانشناسی:

  • رفتارهای شخصیتی
  • ارزش‌ها
  • برخوردها
  • علایق
  • روش زندگی
  • تاثیرات روانشناسی
  • عقاید خودآگاه و ناخودآگاه
  • انگیزه‌ها
  • اولویت‌ها

تعیین تارگت مارکت بر اساس ویژگی‌های روانشناسی امری نسبتا سخت‌تر و پیچیده‌تر است چرا که اطلاعات آن در دسترس نیست و امری انتزاعی به شمار می‌رود.

مثلا شرکت مازراتی ممکن است بر مشتریانی تمرکز کند که بر کیفیت و وضعیت محصولات ارزش می‌نهد.

هم‌چنین برند عرضه پلتفرم بازاریابی احتمالا مدیرانی را هدف قرار می‌دهد که برای تیم اجرایی و بهره‌وری ارزش قائل است.

بخش سوم: بر اساس ویژگی‌های رفتاری

همان‌طور که متوجه شدید، ویژگی‌های جمعیتی و روانشناسی بر کیستی مشتریان تاکید دارند اما بخش‌بندی رفتاری بر عملکرد مشتری تاکید دارد.

مثال‌های بخش‌بندی بر اساس ویژگی‌های رفتاری:

  • عادات خرید
  • عادات خرج کردن
  • وضعیت کاربر
  • تبادلات با برند

برای این‌که بتوانید مشتریان برندتان را بر اساس ویژگی‌های رفتاری بخش‌بندی کنید باید حرکات آن‌ها را بدانید. باید بدانید که چطور با برند شما برخورد می‌کنند یا زمانی‌که از برند شما دور هستند چه رفتارهایی دارند.

مثلا مازراتی احتمالا مشتریانی را هدف قرار می‌دهد که یک وسیله نقلیه آخرین مدل و سیستم را در سه سال گذشته خریده‌اند.

هم‌چنین برند توسعه بازاریابی پلتفرم احتمالا بر کسانی تمرکز می‌کند که در یکی از وبینارهای رایگان اخیرش شرکت کرده‌اند.

بخش چهارم: بر اساس ویژگی‌های جغرافیایی

تقسیم‌بندی بر اساس ویژگی‌های جغرافیایی ساده‌ترین کاری بخش از سگمنتیشن است. این بخش، مشتریان را بر اساس مرزهای جغرافیایی بخش‌بندی می‌کند.

بیشتر بخوانید: تبلیغات هدفمند چیست و چگونه هدفمند تبلیغات کنیم؟

مثال‌های بخش‌بندی بر اساس ویژگی‌های جغرافیایی:

  • کد پستی
  • شهر
  • کشور
  • منطقه خاص سکونت
  • شرایط جوی
  • شهری یا روستایی

مشتریان را می‌توان بر اساس مرزهای جغرافیایی مانند محل سکونت، یا محدوده خاصی تقسیم‌بندی کرد.

مثلا شرکت مازراتی احتمالا بازار هدف خود را بر اساس مناطقی قرار می‌دهد که آب و هوای گرمی دارند چون به این شکل دیگر نیازی نیست که خودروهایش را به وسایل مناسب برای هوای سرد مجهز کند.

هم‌چنین شرکت توسعه پلتفرم یازاریابی هدف خود را مناطق شهری و مراکز شهرهای بزرگ قرار می‌دهد چرا که احتمال وجود شرکت‌های بزرگ در این مناطق بیشتر است.

انتخاب بازار هدف مناسب

بازار هدف یا Target market چه کسانی هستند؟

برای این‌که بتوانید بهتر بازار هدف یا تارگت مارکت برندتان را مشخص کنید به این سه سوال پاسخ دهید.

  • محصول یا خدمت شما چه مشکلاتی را حل می‌کند؟ آیا محصولتان کمک می‌کند که افراد قدبلندتر به نظر بیایند؟ آیا به کودکان کمک می‌کند راحت‌تر دندان در بیاورند؟ ایا به شرکت‌ها کمک می‌کن حساب‌های مالیشان را راحت‌تر رسیدگی کنند؟
  • چه کسانی احتمالا بیشتر این مشکل را دارند؟ در چه شرایطی این افراد از شما خرید می‌کنند؟ این‌جاست که شما باید افراد را بخش‌بندی کنید. آیا شرکت‌ها، خانواده‌ها یا افراد خریدار شما هستند؟
  • آیا افراد متفاوت با نیازهای متفاوتی با شما طرف هستند؟ ممکن است شما بیش از یک بازار هدف یا Target market داشته باشید. بنابراین باید آن‌ها را بر اساس استفاده از محصول یا خدمتتان بخش‌بندی کنید. مثلا شما یک شرکت دوچرخه سازی دارید، احتمالا خانواده‌ای برای کودک ۵ ساله‌اش می‌خواهد خرید کند و از شما نظر می‌خواهد در همین حال ورزشکاری ۳۰ ساله هم بهترین نوع دوچرخه را برای خودش می‌خواهد. بنابراین بخش‌بندی‌های متفاوتی برای این شرکت وجود دارد.

برای تعیین تارگت مارکت یا بازار هدفتان باید کمی دقیق‌تر به ضعف‌های مشتریانتان بیاندیشید و ببینید محصول یا خدمتتان کدام یک از این ضعف‌ها را می‌تواند بهتر پوشش دهد.

پس از این مرحله به کمک بخش‌بندی یا سگمنتیشن می‌توانید بازار هدف برندتان را مشخص کنید.

چگونه از بازار هدف استفاده کنیم؟

اکنون که می‌دانید چطور باید بازار هدف و پرسونای مخطب برندتان را مشخص کنید، احتمالا می‌خواهید بدانید چطور می‌توانید از بازار هدف برای اجرای استراتژی بازاریابی‌ بر اساس همین اطلاعات بهره‌مند شوید. در ادامه چند مثال و کانال‌های مختلف برای توسعه و بهبود استراتژی برندتان می‌آوریم.

  • ارتباطات بازاریابی: حالا که می‌دانید بازار هدفتان کجاست و چه افرادی در آن هستند، بهتر می‌توانید پیام بازارایابی خود را به این افراد منتقل کنید چرا که با لحن صحبت با آن‌ها آشناتر شده‌اید. زمانی‌که مخاطب خود را بشناسید، بهترین راه برای برقراری ارتباط با او را هم شناخته‌اید، می‌دانید چطور برای او محتوا تولید کنید، در شبکه‌های اجتماعی چطور پست بگذارید و چگونه از کلمات استفاده کنید تا بهتر با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.
  • بازاریابی محتوایی: با شناخت هرچه بهتر مخاطبتان می‌توانید محتوای هدفمند و ارزشمندتری تولید کنید. به جای این‌که محتواهایی کلی و عمومی در وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی‌تان قرار دهید، محتوایی تولید کنید که بیشتر دغدغه مخاطب شماست و او به آن محتوا اهمیت بیشتری می‌دهد.
  • سئو یا بهینه سازی موتورهای جستجو: زمانی‌که مخاطب هدفتان را پیدا کنید می‌توانید بهتر روی کلمات کلیدی حوزه مد نظر مخاطبتان کار کنید و به این شکل در موتورهای جستجو امکان دیده شدن برند شما بیشتر خواهد شد.
  • تبلیغات پولی: در نتیجه پیدا کردن کلمات کلیدی صحیح می‌توانید تبلیغات پولی معتبرتر و صحیح‌تری را انجام دهید و ترافیک بیشتری به سایت خود بیاورید. اگر روی کلماتی تمرکز کنید که مخاطب برای خرید، آن‌ها را جستجو می‌کند، مخاطب هدف دقیقا زمانی به شما برخورد خواهد کرد که قصد خرید دارد.
  • ایمیل: با انتخاب صحیح مخاطب هدف، ایمیل‌هایتان را برای افراد صحیح می‌فرستید، کسانی که به محصول شما فکر می‌کنند و قصد خرید دارند.
  • پست مهمان در دیگر سایت‌ها: با گذاشتن پست مهمان در دیگر بلاگ‌ها و سایت‌هایی که مخاطبانتان بیشتر در آن‌ها رفت‌وآمد دارند می‌توانید توجه آن‌ها را به برندتان جلب کنید.

بیشتر بخوانید: تحقیقات بازار (MARKET RESEARCH) چیست؟

ارتباط بازار هدف با نیچ مارکتینگ چیست؟

گاهی پیش می‌آید که افراد از دو واژه نیچ مارکت و تارگت مارکت به جای هم استفاده می‌کنند. در واقع این دو اصطلاح با یکدیگر متفاوت هستند و نباید به جای هم استفاده شوند.

تارگت مارکت همان‌طور که گفته شد افرادی هستند که محصول یا خدماتتان را برایشان بازاریابی می‌کنید. (کیستی)

نیچ یک بخش دیگر هم دارد. نیچ در واقع ترکیبی از افرادی است که آن‌ها را بازاریابی می‌کنید (کیستی) و چیزی که با آن به مخاطبانتان کمک می‌کنید (چیستی).

نیچ= تارگت مارکت (کیستی) + راه حل برند شما (چیستی)

زمانی‌که بتوانید هر دو بخش این پازل را در کنار هم قرار دهید، خواهید توانست برنامه بازاریابی موفق‌تری پیاده کنید.

جمع‌بندی

اگر پیش از شروع به طراحی محصول و خدماتتان، بازار هدف خود را بشناسید مطمئن باشید راهی مستقیم‌تر، سهل‌الوصول‌تر و بدون دست‌انداز خواهید داشت. چرا که این روزها همه توجه‌ها باید به سمت مشتریان باشد تا کسب‌وکاری سود لازم را کسب کند.

برای این‌که بتوانید تمایلات بازار هدفتان را درک کنید باید از نزدیک با آن‌ها تعامل برقرار کنید. روی خواسته‌های مشتریان بیشتر تمرکز کنید و بر اساس نتایج به دست آمده محصول یا خدماتتان را به بازار عرضه کنید.

منابع

https://tejarat-online.blogsazan.com/

https://bazar-online.blogsazan.com/

https://web24.blogsazan.com/

https://webdaran-digital.blogsazan.com/

https://marketing-web.blogsazan.com/

https://bazar-market.blogsazan.com/

https://tejarat-farda.blogsazan.com/

https://tejarat-digital.blogsazan.com/

https://seoweb24.blogsazan.com/

https://webinja.blogsazan.com/




:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

قدمت همه شاخه‌های بازاریابی یکسان نیست به طوری که برخی از شاخه‌های بازاریابی جدید هستند و اساسا در سال‌های قبل استفاده‌ای نداشته‌اند. بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ هم یکی از همین شاخه‌های بازاریابی جدید است که این روزها کاربر زیادی پیدا کرده‌ است. در ادامه مطلب به بررسی کامل این شاخه از بازاریابی می‌پردازیم.

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ چیست؟

بازاریابی عصبی به کمک تفسیر امواج مغری توسط فناوری‌های EEG و FMI سعی می‌کند فروش شما را بیش‌تر کند. البته فروش بیش‌تر به کمک بازاریابی مستقیم نیازمند تحلیل برخی داده‌ها است که شاید این تحلیل نیاز به وجود یک کارشناس داشته باشد. معمولا دانشمندان به کمک جدیدترین تکنولوژی‌ها سعی می‌کنند فروش شرکت‌ها و برندها را افزایش دهند. تکنولوژی مورد استفاده بازاریابی عصبی نوعی عکس‌برداری‌های مغزی است که سعی می‌کند دلیل و تصمیم مشتریان در مورد عوامل محرکه را بفهمند و اقدامات مورد نیاز یک مشتری برای خرید را بهتر درک کنند.

تاریخچه بازاریابی عصبی

همان طور که گفته شد نورومارکتینگ یکی از جدیدترین شاخه‌های بازاریابی است و جدید بودن آن به این معنا است که نسبت به دیگر شاخه‌های بازاریابی دیرتر معرفی شده است. بازاریابی عصبی در سال ۲۰۰۲ توسط یک استاد بازاریابی هلندی معرفی شد، اما تحقیقات اولیه این بازاریابی به سال ۱۹۹۰ برمی‌گردد.

قوانین بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ

بازاریابی عصبی هم مانند هر بازاریابی دیگر قوانینی دارد که در ادامه این موارد را بررسی می‌کنیم:

  • در بازاریابی عصبی نباید از ما استفاده کنید و همچنین از شرکت خودتان زیاد صحبت نکنید.
  • سریع به اصل مطلب بروید و حاشیه‌پردازی نکنید.
  • تصویرسازی کنید و ویژگی‌های محصول و خدمت‌تان را به شکلی درست به مشتری نشان دهید.
  • محصول و ویژگی‌هایش را به صورت قابل درک و ملموس ارائه دهید.
  • ابتدا و انتهای تبلیغ محصولات‌تان را جذاب تهیه کنید؛ چرا که بیش‌تر مردم به اول و آخر تبلیغ بیش‌تر دقت می‌کنند.
  • از احساسات استفاده کنید چرا که تعجب، خنده، ترس و… باعث ماندگاری در ذهن مخاطب می‌شود.

بیشتر بخوانید: کمپین تبلیغاتی موثر برای ولنتاین

دلیل برتری بازاریابی عصبی نسبت به بازاریابی سنتی

بسیاری از کارشناسان بازاریابی عقیده دارند که استفاده از بازاریابی سنتی دیگر جواب‌گو نیست و برای رسیدن به یک فروش موفق باید از تکنیک‌های بازاریابی جدید استفاده کرد. نورومارکتینگ هم یکی از همین روش‌هایی است که کمک می‌کند شما بتوانید فروش بیش‌تری داشته باشید. مزایای بازاریابی عصبی نسبت به بازاریابی سنتی زیاد است اما در مقابل ممکن است ضعف‌هایی هم وجود داشته باشد. در ادامه چند مورد از دلایل برتری بازاریابی عصبی نسبت به بازاریابی سنتی را بررسی می‌کنیم.

  • توجه به تک‌تک نیازها و خواسته‌های مشتری
  • تحت تاثیرقراردادن مشتری به کمک پاسخ‌های احساسی و ناخودآگاه
  • بررسی دقیق میزان رضایت‌مندی مشتری از محصول یا خدمت
  • اندازه‌گیری دقیق واکنش‌های احساسی مصرف‌کننده محصول
  • محاسبه دقیق اثرات عمده تغییرات محصول یا خدمت

کاربرد بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ در دنیای تبلیغات و بازاریابی

بازاریابی عصبی یا همان نورومارکتینگ در دنیای تبلیغات امروز کاربردهای بسیار گسترده‌ای دارد که حتی در برخی از موارد این کاربردها یکسان نیستند. برای مثال ممکن است یک شرکت بازاریابی عصبی را به هدف فروش بیش‌تر به کار بگیرد اما شرکت دیگری در کنار رسیدن به فروش بیش‌تر به دنبال موارد دیگری هم باشد. تمامی این موضوعات بستگی به هدف آن برند یا مجموعه دارد. اما به هر حال بسیاری از کاربردهای این نوع بازاریابی بسیار پرکاربرد است که در ادامه آن‌ها را بررسی کرده‌ایم.

  • استفاده از نتایج در تحقیقات بازار
  • استفاده از نتایج در طراحی محصول و بسته‌بندی
  • استفاده از نتایج در شیوه قیمت‌گذاری و تخفیف‌ها ( استراتژی تخفیف برای فروش بیشتر )
  • استفاده از نتایج در نوع تم و چیدمان فروشگاه یا سایت
  • استفاده از نتایج در ارائه خدمات به مشتری
  • استفاده از نتایج در تبلیغات

تکنیک های بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ

معمولا تمام شاخه‌های بازاریابی تکنیک‌ها و روش‌های منحصر به فردی برای اجرا و پیاده‌سازی دارند. بازاریابی عصبی نیز درست مانند دیگر مدل‌های بازاریابی تکنیک‌های خاصی دارد که استفاده از آن‌ها نه تنها می‌تواند باعث بهتر اجرا شدن بشود بلکه می‌تواند موجب سریع‌تر انجام شدن فرآیند بشود. ۵ مورد از مهم‌ترین و پرکاربردترین تکنیک‌های بازاریابی در ادامه این مطلب ذکر شده است.

  • مشاهده رفتار مشتریان به کمک ردگیری چشمی
  • بررسی و تحلیل فعالیت‌های عصبی مغز مشتریان
  • بررسی حالت‌های مختلف صورت و نوع لبخند مشتریان
  • استفاده از حواس پنج‌گانه
  • استفاده از مباحث روان‌شناسی در تحلیل داده‌های به‌دست آمد
نورومارکتینگ

آیا بازاریابی عصبی برای کسب و کارهای کوچک مناسب است؟

بازاریابی حسی می‌تواند به تمام کسب‌ و کارها کمک کند اما باید در نظر داشته باشید که کاربرد و نوع استفاده از این بازاریابی ممکن است در هر شرکت متفاوت باشد. به طور کلی استفاده از این نوع بازاریابی هزینه‌های بسیار زیادی دارد به همین خاطر معمولا برندها و شرکت‌های بزرگ امکان استفاده از این بازاریابی را دارند. البته ممکن است کسب و کارهای کوچک قسمتی از مباحث نورومارکتینگ را استفاده کنند، ولی در حالت کلی به خاطر هزینه‌های زیاد امکان استفاده از همه تکنیک‌ها و مدل‌های بازاریابی عصبی برای شرکت‌های کوچک امکان‌پذیر نیست.

بزرگترین شرکت های مشاور بازاریابی عصبی در جهان

در سال‌های اخیر شرکت‌های زیادی به صورت تخصصی وارد مباحث نورومارکتینگ شده‌اند که البته برخی از آن‌ها خدمات دیگری هم در مباحث بازاریابی ارائه می‌دهند. از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌های مشاور بازاریابی عصبی می‌توان به Forbes Consulting، Buyology، Neuro Insight، Sensory Logic اشاره کرد.

وضعیت بازاریابی عصبی در ایران

بازاریابی عصبی در ایران چند سالی است که رشد داشته است، اما هنوز هم شرکت یا برندی وجود ندارد که به صورت تخصصی فعالیت‌های بازاریابی عصبی در ایران ارائه دهد. البته مقالات و تحقیقات زیادی در وب فارسی منتشر شده است که می‌تواند در آینده موجب پیدایش شرکت‌های بزرگ در این زمینه باشد.

نمونه‌های موفق بازاریابی عصبی

تعداد شرکت‌هایی که از نورومارکتینگ استفاده کرده‌اند تا خدمات و محصولات‌شان را ارتقا دهند بسیار زیاد بوده و بررسی آن‌ها از حوصله این مطلب خارج است. به همین دلیل در ادامه مطلب تعدادی از نتایج به دست آمده شرکت‌های بزرگ را بررسی می‌کنیم تا با نمونه‌های موفق بازاریابی عصبی بیش‌تر آشنا شوید.

  • استفاده از رنگ و صدای مناسب برای فروش بیش‌تر محصولات و خدمات
  • القا شدن کمبود کالا در تبلیغات برای ایجاد حس اضطراب در مشتری
  • استفاده صحیح از پاداش‌های کوچک و ظریف برای تاثیرگذاری بر مشتری
  • تنظیم درست قیمت در بازار

جمع‌بندی

همان طور که مشاهده کردید بازاریابی عصبی شاید یکی از موثرترین روش‌های بازاریابی در آینده باشد. هر روز جنبه‌های بیش‌تری از این بازاریابی در سطح دنیا به دست می‌آید و این نشان از کشش بالای این نوع بازاریابی است. استفاده از نورومارکتینگ در شرکت‌های کوچک شاید چندان به صرفه نباشد، اما توصیه می‌شود حتی شرکت‌های کوچک هم تکنیک‌های بازاریابی عصبی را بررسی کنند و موارد مفید را برای کسب و کارشان به کار بگیرند.

https://tejarat-online.blogiran.net/

https://digital-marketing.blogiran.net/

https://web24.blogiran.net/

https://web-oline.blogiran.net/

https://tejarat-farda.blogiran.net/

https://digimarket.blogiran.net/

https://online24.blogiran.net/

https://webkaran.blogiran.net/

https://webinja.blogiran.net/

https://market-bazar.blogiran.net/




:: بازدید از این مطلب : 274
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر
دوربین مداربسته فست فود می تواند بهترین راهکار امنیتی در فست فود باشد. فست فودها را بنا به دلایل متعددی می توان از جمله کسب و کارهایی دانست که بسیار مورد توجه بزهکاران می باشند.
  • فست فود ها معمولا تا ساعات پایانی شب فعالیت می کنند.
  • در صندوق یک فست فود همیشه پول نقد وجود دارد.
  • تردد در فست فود ها نسبت به سایر رستوران ها بیشتر است.
  • طراحی فست فودها به گونه ای است که ورود و خروج افراد به آنها تسهیل گردد.

دلایل ذکر شده را می توان مهمترین دلایل افزایش آمار بزهکاری در فست فودها نسبت به سایر کسب و کارها دانست. در کشورهای توسعه یافته علاوه بر خطر موجود جهت سرقت اموال فست فود و یا مشتریان خطر بزهکاری صحنه سازی نیز وجود دارد. در این کشورها به علت قوانین سخت گیرانه در خصوص بیمه کارمندان، خطر بروز بزهکاری صحنه سازی و تمارض افزایش می یابد. به عنوان مثال ممکن است که یک کارمند جهت برخورداری از مواهب بیمه حوادث اقدام به ایجاد ساختگی یک حادثه برای خود نماید.

مهمترین عواملی که بایستی در طراحی سیستم نظارت تصویری یک فست فود مورد توجه قرار داد ذر بندهای زیر بیان شده اند:

  • انتخاب مکان و زاویه بندی مناسب جهت پوشش دهی بهتر دوربین ها.
  • پوشش تصویری صندوق فروشگاهی.
  • پوشش تصویری محل طبخ غذا و کار کارکنان.
  • پوشش تصویری دفاتر اداری.
  • پوشش تصویری سردخانه و انبار کالا.
  • نحوه تامین امنیت در فضای سرویس های بهداشتی.
  • طراحی سیستم نظارت تصویری با کمترین تعداد دوربین.
  • محافظت از دستگاه های ذخیره ساز.
  • نحوه نمایش تصاویر سیستم نظارت تصویری.
انتخاب مکان و زاویه بندی مناسب جهت پوشش دهی بهتر دوربین ها

همانطور که در عوامل مهم در دوربین مداربسته فست فود ذکر شد، مهمترین مکانها جهت نصب دوربین مداربسته عبارتند از:

  • صندوق فروشگاهی
  • محل طبخ غذا و محل کار کارکنان
  • دفاتر اداری فست فود و مخصوصا اتاق هایی که در آنها گاوصندوق وجود دارد
  • انبار و سردخانه مواد غذایی

دوربین هایک ویژن    خرید اینترنتی دوربین مداربسته    دوربین مداربسته هایک ویژن   قیمت دوربین مداربسته هایک ویژن    فروشگاه هایک ویژن

صندوق پول

فست فود ها به چهار دلیل اصلی مکان های جذابی جهت سرقت می باشند. اولین دلیل آن است که در صندوق مشتریان فست فود معمولا پول نقد در دسترس است. دلیل دوم ساعت کاری فست فودها و باز بودن آنها تا ساعات پایانی شب می باشد. سومین دلیل شلوغی فست فودها و تجمع افراد در سالن های آن است. و چهارمین دلیل نیز نوع طراحی فست فودها جهت تسهیل رفت و آمد می باشد. اولین و مهمترین مکان جهت نصب دوربین مداربسته فست فود صندوق فروشگاهی می باشد. بایستی یک دوربین بر روی صندوق پول مشتریان به صورتی نصب گردد که بیشترین پوشش تصویری را فراهم آورد. زاویه دید دوربین باید به گونه ای تنظیم شود که چهره مشتری را از روبرو به خوبی تصویر برداری کند. همچنین دوربین بایستی دارای زاویه دید مناسب جهت نمایش صفحه صندوق و کشوی پول آن باشد.

بایستی در انتخاب دوربین مداربسته صندوق فروشگاهی و کیفیت آن دقت بسیار نمود. بهتر است دوربین مداربسته ای انتخاب شود که در تصاویر ذخیره شده آن بتوان به راحتی چهره مشتریانی را که پشت صندوق ایستاده اند به خوبی تشخیص داد. معمولا جهت این کار از دوربین های با کیفیت حداقل دو مگاپیکسل استفاده می شود. زاویه دید (FOV) بایستی با توجه به محل و فاصله نصب به درستی انتخاب شود. معمولا لنز 8 میلیمتر با زاویه دید 24 درجه می تواند انتخاب مناسبی برای دوربین های 1080p باشد.

یکپارچه سازی با سیستم پوز

از جمله موارد مهم در نصب دوربین صندوق قابلیت کنترل دریافتی و پرداختی های پول نقد و کارت خوان می باشد. البته با وجود اهمیت این موضوع عملا کنترل این امر تنها با استفاده تصاویر از دوربین های مداربسته تقریبا غیر ممکن است. معمولا جهت این امر پیشنهاد می شود که از سیستم های یکپارچه سازی POS و صندوق با سیستم نظارت تصویری استفاده شود. در این حالت اطلاعات مربوط به فاکتور و پرداختی ها بر روی تصاویر ذخیره شده نمایش داده می شود. در این صورت مدیر می تواند به راحتی اطلاعات دریافت و پرداخت را با تصاویر ویدیویی چک کند.

یکپارچه سازی سیستم نظارت تصویری با صندوق فروشگاهی در زمینه کنترل دریافتی و پرداختی ها بسیار موثر است. انواع ساده تر سیستم های یکپارچه، تنها داده ها را بر روی تصاویر ویدیویی ذخیره و نمایش می دهند. در سیستم های پیشرفته تر داده ها به صورت متن و فایل قابل جستجو ذخیره و نمایش داده می شوند. برخی از ذخیره سازهای پیشرفته تر که در سطوح قیمتی بالاتر نیز می باشند. قابلیت ارتباط مستقیم با دستگاه پوز یا صندوق فروشگاهی را فراهم می کنند. البته بایستی در این حالت پیش از انتخاب سیستم بررسی کرد که آیا دستگاه ذخیره ساز این قابلیت را دارا می باشد و همچنین آیا سیستم پوز فروشگاهی با قابلیت های دستگاه ذخیره ساز سازگاری دارد یا نه.

 
 
ثبت تراکنش ها در هایک ویژن
 
محل آماده سازی غذا

همانطور که اشاره شد در بسیاری از کشورهای پیشرفته قوانین سخت گیرانه ای در خصوص تامین ایمنی کارکنان رستوران ها وضع شده اند. به همین دلیل یکی از نقاط مهم جهت نصب دوربین مداربسته فست فود ها محل آشپزخانه رستوران می باشد. با استفاده از دوربین مداربسته می توان در صورت بروز مشکل مشخص نمود که حادثه رخ داده در اثر اشتباه کارفرما بوده است یا به علت سهل انگاری کارمند. همچنین با استفاده از نصب دوربین مداربسته در محل آشپزخانه کارفرما می تواند به راحتی موارد سهل انگاری کارکنان را مشاهده کند و به آنها جهت افزایش دقت تذکر دهد.

نصب دوربین در محل آماده سازی غذا، و همچنین سایر مکان هایی که کارکنان در آنها مشغول به کار می باشند می تواند از کم کاری کارکنان جلوگیری نماید. همچنین کارفرما می تواند از صحت و سلامت غذاهای تولیدی اطمینان حاصل نماید. کیفیت تصویری برای این دوربین ها حداقل 1080p با لنز واید می باشد.

دفاتر و گاوصندوق ها

با توجه به آنکه رستوران ها دارای مقدار زیادی از پول نقد در محل رستوران می باشند، بایستی یک دوربین در محل گاوصندوق به گونه ای نصب شود که صورت فردی را که به گاوصندوق دسترسی پیدا می کند را با کیفیت مناسب جهت شناسایی در آینده ذخیره کند. البته معمولا افراد ترجیح می دهند که نحوه ورود پسورد صندوق در دوربین مداربسته ذخیره نشود. به همین علت بایستی دوربین به گونه ای نصب شود که از تصویر برداری کیپد گاوصندوق جلوگیری شود. همچنین باید قوانین لازم را جهت اجبار کارکنان به شمارش وجه خارج شده یا وارد شده به صندوق در مقابل دوربین مداربسته آموزش داده شود.

در بخش اداری فست فود علاوه بر گاوصندوق، اتاق های اداری دارای اهمیت می باشند. البته معمولابه علت بودجه محدود فست فودها تنها در اتاق های مهمتر دوربین نصب می شود.

انبار و سردخانه

جهت جلوگیری از دزدی توسط پرسنل و یا افراد دیگر بایستی در محل انبار و سردخانه های فست فود دوربین مداربسته نصب شود. در برخی از موارد می توان تنها با کنترل ورودی و خروجی انبار از اموال به خوبی محافظت نمود و نیازی به پوشش تصویری داخل انبار نمی باشد. در این حالت با توجه به آنکه معمولا در رستوران ها مواد و وسایلی که داخل انبار و سردخانه می باشند بزرگ هستند، می توان تنها با استفاده از کنترل ورودی و خروجی درب نهایی از مواد و دارایی ها محافظت نمود. همچنین نصب دوربین در محل انبار و یا سردخانه می تواند از وقت گذرانی کارکنان در این محل ها جلوگیری نماید.

سرویس های بهداشتی

برخی از رستوران ها در محیط بیرونی و عمومی سرویس های بهداشتی دوربین مداربسته نصب می کنند. هدف از این کار جلوگیری از دزدی، خرید و فروش مواد مخدر و یا استعمال آن می باشد. دوربین ها بایستی به گونه ای نصب شوند که ورود و خروج به سرویس بهداشتی را کنترل کنند، اما بایستی از تصویر برداری داخل سرویس بهداشتی کاملا جلوگیری شود.

حداقل سازی تعداد دوربین ها

فست فودها معمولا دارای بودجه محدودی در زمینه نصب دوربین های مداربسته می باشند. به همین دلیل جهت کاهش تعداد دوربین های مداربسته باید اقدام به جانمایی هوشمندانه دوربینها نمود. کاهش تعداد دوربین مداربسته یک فست فود می تواند با کاهش هزینه ها احتمال موفقیت یک فروشنده دوربین مداربسته را در عقد قرارداد با فست فود افزایش دهد. بهتر است که زمانی که یک سیستم دوربین مداربسته را برای یک فست فود طراحی می کنید، به دنبال نقاطی برای نصب بگردید که با نصب دوربین در آنها می توانید با استفاده از تنها یک دوربین بیش از یک نقطه حساس را پوشش دهید.

گاهی اوقات بهره برداران سیستم های دوربین مداربسته فست فودها تصمیم می گیرند که برخی از دوربین های مداربسته خود را با توجه به شرایط مالی حذف کنند. بیشتر موارد حذف دوربین مداربسته در یک فست فود معمولا در محیط غذاخوری، محیط بازی و یا فضای بیرونی صورت می پذیرد. سازمان OSHA در ایالات متحده توصیه می کند که در فضای بیرونی فست فودها مخصوصا فست فودهایی که تا ساعات پایانی شب باز می باشند، حداقل یک دوربین مداربسته نصب شود.

سخت افزار و نرم افزار بهره برداری

با توجه به بودجه محدود فست فودها، عموما به جای سرور و نرم افزارهای VMS از تجهیزات ذخیره ساز DVR و NVR برای بهره برداری از سیستم دوربین مداربسته استفاده می شود. در برخی از فست فودها که از سیستم های نرم افزاری استفاده می شود معمولا از نرم افزارهای VMS رایگان ارائه شده از شرکت فروشنده دوربین های مداربسته استفاده می شود. معمولا سیستم های زیرساخت شبکه و IT فست فودها ساده است. به همین دلیل از پیچیده سازی سیستم های ذخیره ساز و مدیریتی اجتناب می شود.

محافظت از ذخیره سازها

دسترسی به دستگاه های ذخیره ساز بایستی کنترل شود. در بسیاری از موارد کارمندان فست فودها بدون حضور کارفرما مشغول به کار می باشند. دادن اجازه دسترسی به ذخیره ساز به کارمندان می تواند شرایطی را مهیا کند که کارمند تصاویر ویدیویی را حذف و یا مخدوش نماید. بایستی توجه داشت که حتی در شرایطی که کارمندان پسورد دستگاه ذخیره ساز را نداشته باشند بازهم می توانند با آسیب های سخت افزاری مشکلاتی را برای ذخیره ساز ایجاد کند. معمولا توصیه می شود که دستگاه های ذخیره ساز در یک فضای بسته و قفل دار در بخش اداری و بدور از دید عموم قرار داده شود.

مانیتورینگ محلی

بسیاری از صاحبان فست فودها علاقه دارند که تصاویر ویدیویی را به صورت پخش زنده و بر روی یک صفحه نمایش در اتاق خود در بخش اداری مشاهده کنند. در این حالت مدیریت رستوران می تواند به راحتی سایر بخش ها را زیر نظر داشته باشد. در صورتی که دستگاه در نزدیکی صفحه نمایش نصب شده باشد نیز نیازی به PC برای نمایش تصاویر نمی باشد. بسیاری از دستگاه های ذخیره ساز (البته نه همه آنها) امکان اتصال مستقیم به یک صفحه نمایش را فراهم می کنند.

مانیتورهای عمومی

برخی از فست فودها از یک مانیتور بزرگ در محیط عمومی و اغلب در نزدیکی درب ورود استفاده می نمایند. با استفاده از این مانیتور کارمندان می توانند اقدام به مشاهده و نظارت بر سایر بخش های رستوران نمایند. همچنین این مانیتور می تواند به عنوان هشداری به خلافکاران باشد که سیستم دوربین مداربسته در این مکان نصب شده است.

مشاهده از راه دور

بسیاری از فست فودها شعبه ای از یک رستوران زنجیره ای می باشند. این گونه مشتریان معمولا احتیاج به دسترسی و مشاهده از راه دور را دارند. برخی از آنها نیاز دارند تا تصاویر مربوط به شعب مختلف را به صورت همزمان در دفتر مرکزی مشاهده کنند. در این شرایط بایستی به گونه ای برنامه ریزی نمود که از اختصاص پهنای باند کافی جهت انتقال تصاویر مطمئن شد.

سیستم نظارت تصویری بیمارستان      راهکارهای نظارت تصویری بیمارستان    محل های نصب دوربین های مداربسته در بیمارستان ها    سیستم های مداربسته بیمارستانی    نرم افزار مدیریت دوربین مداربسته بیمارستان




:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر
 
 

 

در این بحث به بررسی جایگاه برند سازی در کسب در آمد اینترنتی و تجارت الکترونیک می پردازیم.
در شرایطی که در همه دنیای کسب و کار اینترنتی ، برندها در حال راه اندازی امپراطوری های عظیمی هستند هیچ برند حرفه ائی ایرانی در بازار کسب در آمد اینترنتی بچشم نمی خورد. آن شرکت ها یا صنایعی هم که قابلیت برند شدن را دارا هستند یا برنامه کسب در آمد اینترنتی ندارند و یا به نظر می رسد برای آن اهمیتی قائل نیستند.

 

نکته غیر قابل کتمانی است که بسیاری از طراحان پایگاه های کسب در آمد اینترنتی در ایران تقاوت بین لوگو و آرم یا نشان تجاری را نمی دانند و اگر هم لوگو یا آرمی را برای پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان طراحی می کنند ، کارکرد آن به قرار گرفتن در سمت چپ و بالای همه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان محدود می شود و دیگر هیچ برنامه خاصی برای آن ندارند.

می خواهم تلاش کنم با پرهیز از مباحث تئوری به ارزش عملی این طرح کوچک برای پایگاه های کسب در آمد اینترنتی که باید برای آن وقت زیادی گذارد بپردازم.

article_image_one_58.jpg

همه دوستانی که به کسب در آمد اینترنتی مشغولند آنقدر با نشان های تجاری پایگاه کسب در آمد اینترنتی مانند گوگل یا یاهو یا ای.بی یا آمازون بطور روزمره برخورد میکنند و دیدن آن ها برایشان بدیهی است که کمتر به این نکته متمرکز می شوند که چه پروسه ائی این لوگو ها را تبدیل به برند نموده و چه برنامه ریزی در پشت این کار نهفته است. غالب ما می دانیم که این سایت ها تیم های طراحی و بازاریابی خاصی برای انتشار و برجسته سازی برندهایشان دارند اما کمتر به اهمیت این کار در کسب در آمد خودمان از اینترنت می اندیشیم.

در مباحث راه اندازی پایگاه های کسب در آمد اینترنتی گفتیم که انتخاب آدرس مناسبی که به یاد مخاطب بماند اهمیت دارد. در آن مقاله توضیح دادیم که یک لوگوی مناسب تجارت الکترونیکی که با استانداردهای بازاریابی چریکی طراحی شده باشد ، می تواند بازگشت مخاطبین را تضمین نماید اما براستی چرا؟

این از ادات روانشناسی است که مخاطبین نسبت به رنگ ها و طرحها واکنش نشان می دهند و برخی آن ها را گریزان و برخی جذب میکنند. بنابر این از یک برند انتظار می رود که این کارها را برای یک پایگاه کسب در آمد اینترنتی انجام دهد:

- آدرس پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود داشته باشد و به خاطر مخاطب ثبت کند.
- رنگ مناسبی با سلیقه عام مخاطبین پایگاه کسب در آمد اینترنتی داشته باشد تا ذهن ایشان گریزان نشود ( مثلاً به نظر شما برند یک فروشگاه کسب در آمد از فروش لوازم ماهیگیری باید رنگ زمینه قهوه ائی داشته باشد یا آبی؟ ).
طرحی قالب شکن داشته باشد تا بتواند تمرکز اولیه مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی را به خود جلب نماید. این کار را معمولاً با قرار دادن یک علامت پنهان در برند انجام می دهند.
- به تنهائی و کاملاً به اتکا به شمایه گرافیک بتواند به مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی بگوید که در زیر این برند چه تجارتی صورت می گیرد.
- شعار پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود نهفته داشته باشد.
- و ادات بسیار زیاد دیگری که منظور نظر بحث ما نیست و می توانید درباره آن ها در اینترنت جستجو نمایید.

بسیاری از پایگاه های کسب در آمد اینترنتی برای خلق چنین طرح زیرکانه ای هزینه های زیادی را به طراحان پرداخت می کنند. اما بعد از آفرینش این طرح چه؟ آیا فقط روی کارت های ویزیت ، بنرها و گوشه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی تبعید خواهد شد یا می تواند از این کار نقش مهم تری به عهده بگیرد؟

واقعیت این است که تا محدوده خاصی در کسب در آمد اینترنتی برندها تحت حمایت بازاریابان قرار می گیرند اما از محدوده خاصی به بعد این کسب و کارها هستند که تحت حمایت برندها قرار خواهند گرفت. این آن رازی است که برند سازی را با اهمیت می نماید و صاحبان کسب و کارها و پایگاه های کسب در آمد اینترنتی بزرگ را قانع می کند که برای برند خود بیشتر از کسب درآمدشان هزینه بازاریابی صرف نمایند. برای مثال غالب جوان های ما در کشور خودمان می دانند که پوشاکی که مارک آدیداس داشته باشد از همتای خودش بدون این برند بسیار گرانتر است! برند آدیداس در حال حمایت از کسب در آمد از کالاهای این شرکت است و یا هیچکس در خرید کتاب از برند پایگاه اینترنتی آمازون تردید رسیدن یا نرسیدن کتابش را ندارد.

خوب اکنون برسیم به یک سئوال مهم: شما برای برند سازی در کسب در آمد اینترنتی تان چه برنامه ای دارید؟

اینترنت محیط تقریباً نامنتهی است که هر پایگاه کسب درآمدی میتواند برای همیشه در آن از چشم کاربرانش پنهان بماند. برندها به تنهائی جلوی این اتفاق را می گیرند پس باید برای آن برنامه داشته باشید. اگر مطالب قبلی را به دقت خوانده باشید نکات زیادی درباره آنچه میتوانید با یک برند انجام دهید را خواهید یافت.

پس برای اندیشیدن به این طرح کوچک سرنوشت ساز برنامه ای بریزید!

 




:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

ساخت یک برند بی نقص بسیار زمان بر است ولی با این حال باید یک سری اقدامات را به منظور تقویت برندی که دارید را انجام دهید، کارهایی که در نهایت باعث می شوند شما بتوانید در عرصه تجارت خود به نیکی شناخته شده و در نهایت به موفقیت دست یابید.

 

برند شما نشان دهنده و در بر گیرنده تمامی فعالیت های تجاری شما است. نامی که برای شرکت خود انتخاب کرده اید، شعار تبلیغاتی، رنگ هایی که در لوگوی برند و طراحی های خود بکار برده اید و محتوایی که منتشر می کنید، جنبه های بصری و پیام برند شما را انتقال می دهند.
برای رسیدن به یک برند موفق لازم است تمام اقدامات شما برای شناخته شدن، یکپارچه باشد. بنابراین درنظر داشته باشید که هر اقدامی چه بوسیله روش های کلاسیک بازاریابی و چه در فضای مجازی انجام می دهید باید مطابق هم باشند. در ادامه نگاهی دقیق به پنج روشی می اندازیم که از آن ها در بازه های زمانی کوتاه برای تقویت برند خود در وب می توانید استفاده کنید.

article_image_one_117.jpg

قرار دادن جنبه های بصری برند در جایگاه های صحیح.

جنبه های بصری برند شما، ابزارهایی محکم برای پشتیبانی از چیزی که شما به دنبال دست یابی به آن هستید، به شمار می روند. مشتریان، برند شما را بواسطه نشانه های شما می شناسند، طرح و رنگ هایی که استفاده می کنید باید تداعی کننده شما باشند. به همین منظور باید از خود بپرسید که :

  • آیا طراحی ها از طرح و رنگ لوگوی من الهام گرفته است؟
  • لوگو در مکانی که باید باشد، قرار گرفته؟ در ایمیل یا پروفایل رسانه های اجتماعی شما به چشم می آید؟
  • ظاهر حساب کاربری توییتر و فیسبوک شما نشان دهنده طرح و رنگ لوگوی شما است؟

اگر جواب این ها منفی ست، به دنبال اصلاح این موارد باشید، به عنوان مثال پس زمینه رنگ لینکدین و دیگر شبکه های اجتماعی خود را عوض کنید.

با طرفداران، دنبال کنندگان تان در شبکه های اجتماعی و دوستان خود در تعامل باشید.

برندی موفق است که افراد خواهان برقرای ارتباط و تعامل با آن باشند. شما می توانید با پاسخ گویی به سوالات، نظرات و پیشنهادات مشتریان خود با آن ها در ارتباط باشید. زمانی را صرف پاسخگویی به آخرین سوالاتی که در صفحات رسانه اجتماعی پرسیده شده است کنید. نتیجه تمام این موارد این است که تصویر شما در ذهن افراد به عنوان یک فرد پاسخ گو و خوب شکل می گیرد. من از hootsuite استفاده می کنم. یکی از چپیزهایی که من هر روز با آن درگیرم. آیا می دانید هر جایی اسمی از تیم ما بیاید من هم حضور دارم ؟!

یک لیست دنبال کنندگان و جستجو های دقیق بسازید. ما در وب برندینگ بدون این نرم افزار هیچ کاری نمی توانیم بکنیم.

از یک ابزار اجتماعی برای بررسی اشاراتی که به برند شما می شود استفاده کنید.

ابزاری نظیر hootsuite به شما اجازه می دهند هر زمان که به برند شما در رسانه های اجتماعی می شود را بررسی کنید و فعالیت هدف داری در شبکه های اجتماعی داشته باشید. گفتگوها را دنبال و زمانی که چیزی برای گفتن دارید وارد بحث ها شوید.

استفاده استراتژیک از محتوا برای برندسازی.

هر روز، ما حجم عظیمی از اطلاعات را صرف اخبار تجاری، پست های ” چطور می شود که ….” در رابطه با موضوعاتی که دوست داریم، و پست هایی که محض تفریح و خنده ایجاد می شوند، می کنیم. زمانی که نمی توانیم این پست ها را به اشتراک بگذاریم، دو فرصت طلایی را برای ارائه قدرتمند اطلاعات از دست می دهیم. زمانی که شما محتوا یا پست های رقبا یا همکاران خود را به اشتراک می گذارید، آن ها شاهد حمایت شما هستند و احتمال اینکه آن ها نیز چنین کار مشابهی انجام دهند بالا می رود. همچنین، هر زمان که یک خواننده بواسطه شما متوجه محتوایی عالی می شود، این امر به ارزش برند شما می افزاید. اشتراک گذاری چیزی از شما کم نمی کند. یکی از مهمترین فاکتور هایی که شما با این آیتم بدست می آورید وفاداری است.( در مورد وفاداری به برند بیشتر بدانید.)

به دنبال معرفی برند خود باشید.

چنین کاری را می توان به شیوه های متعددی انجام داد به عنوان مثال زمان نوشتن پست مهمان بیوگرافی کوتاهی نیز از خود به جا بگذارید. شما باید روی پیام برند خود کار کنید چون می تواند باعث شود فرصت های زیادی در اختیار شما قرار گیرد و کمک کند مشتریان برند شما را مورد توجه قرار دهند و نسبت به آن شناخت مثبتی به دست آورند.
برندسازی جزء مهم موفقیت در فعالیت تجاری شما به شمار می رود. از کوچکترین فرصتی حداکثر استفاده را برای اصلاح نحوه پیام رسانی برند خود و جنبه های بصری آن، افزایش درگیری و تعامل با مخاطبین و پیدا کردن محتوای عالی و همچنین بررسی دقیق شرایط بازار ببرید تا بعد از مدت زمانی، بسته به وقتی که گذاشته اید، شاهد رشد موثر و سریع برند خود باشید!

 




:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

فرآیند بازاریابی یک فرآیند اجبار به حساب می آید. زیرا در این فرآیند پیغام خاصی به گروه خاصی از مخاطبین اطلاع داده می شود که هدف آن خرید محصول توسط آنان است. به نوعی تداعی گر این جمله است : محصول ما را بخرید چرا که از سایر محصولات بهتر است و یا چون با حال تر است و یا چون افراد مشهور آن را می خرند. این یک بازنگری ساده است اما جمع بندی کلی نیست.

 

نظرات کاملا متفاوت در این رابطه وجود دارد که بنا به نظر برخی بزرگان، بازاریابی فرآیند معرفی کالا یا خدمت است.
این مهم با مفهوم برندینگ تفاوت اساسی دارد. برندینگ باید مشتمل بر هنر متقاعد کردن باشد و در زیر پوست هر تلاش بازاریابی نهفته است. برندینگ اجبار نیست بلکه اختیار است. برندینگ فرآیند تکیه بر حقایق اساسی یا ارزش های یک سازمان، کالا و یا خدمت است.

article_image_one_113.jpg

این ارتباطی بین ویژگی های سازمان، ارزش ها و عملکرد است که مشخص می کند برند خاص چیست و چه چیز هایی دارد.برند مردم را تشویق می کند که محصولی را بخرند و به طور مستقیم هر آن چه را که فرآیند بازاریابی و فروش در تکمیلش نقش داشته اند، حمایت می کند اما به هیچ وجه فریاد نمی زند که من را بخر. به جایش می گوید این چیزی است که من هستم. دلیل این است که من وجود دارم. اگر موافقی، اگر من را دوست داری، می توانی من را بخری، از من حمایت کنی، و من را به دوستانت معرفی کنی.
برندینگ فرآیندی استراتژیک است اما بازاریابی تکنیکی است.
بازاریابی ممکن است به یک برند مربوط باشد اما برند به طور خاص بزرگ تر از هر تلاش بازاریابی است. برند چیزی است که بعد از بازاریابی می ماند. این چیزی است که در ذهن می ماند.برند مشخص می کند که وفاداری مشتریانش به کجا منجر خواهد شد و آیا اصلا مشتریان وفادار هستند یا نه. بازاریابی ممکن است شما را متقاعد کند که محصولی خاص را خریداری کنید اما آن چه در ذهن شما نقش خواهد بست و شما را به سمت خرید مجدد سوق می دهد، برندینگ است. به عبارت ساده تر برند شناسه خود است و بیانگر تمامی ویژگی هایی است که از یک محصول خاص توقع دارید.

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

بنر تبلیغاتی یکی از راههای تبلیغات در سایت های پرترافیک برای بیشتر دیده شدن وبسایت شماست. برای مثال ممکن است شما در سایت های خبرگزاری یا وبسایت های معروف حوزه کسب و کار خود اقدام به تبلیغات بنری کنید و در نتیجه رعایت یکسری نکات برای بیشتر دیده شدن در این روش تبلیغاتی می تواند برای شما مفید باشد. در این مقاله نکاتی ساده درباره طراحی بنر های تبلیغاتی برای شما بیان می کنم.

بنرها را مناسب سایت میزبان طراحی کنید

بعد از پیدا کردن یک وبسایت مناسب با فعالیت خود باید یک بنر متناسب با موضوع مورد تبلیغ طراحی کنید. این طراحی از یک طرف باید به بهترین شکل ممکن خدمات شرکت شما و یا محصول مورد نظرتان را به مشتری معرفی کند و از طرف دیگر باید سلایق و علاقه مخاطبان اصلی تبلیغات را در نظر گرفته و بر اساس معیارهای آنها بنر را طراحی کنید.

از سوی دیگر این طراحی باید با طراحی سایت میزبان نیز همخوانی داشته باشد. به طور کلی گفته می شود که بنر ها باید به شکلی طراحی شود که مخاطب تصور کند بنر مورد نظر جزیی از وبسایت میزبان است و به این طریق مقاومت کاربران نهایی برای کلیک بر روی بنر کاهش پیدا می کند.

 

استفاده ازتصاویر متحرک در بنرها

استفاده از انیمیشن های متحرک می تواند شانس شما را برای کلیک بیشتر کند. اما یادتان باشد از رنگ ها یا بنرهایی که با سرعت زیادی تغییر می کنند استفاده نکنید. چنین بنرهایی مخاطب را عصبانی می کند و ممکن است کل صفحه را هم ببندد. می توانید قسمتی از بنری که طراحی می کنید را به صورت متحرک تعریف کنید. به یاد داشته باشید که بنر شما نشان دهنده شخصیت وبسایت شما است در نتیجه با وسواس این کار را انجام دهید.

از یک گرافیست حرفه ای کمک بگیرید

همانطور که گفتیم طرح های گرافیکی در بنرها احتمال کلیک را بیشتر می کند. بنابراین برای طراحی نیازمند یک طراح گرافیست حرفه ای خواهید بود. شرکت های بسیاری هستند که در زمینه طراحی فعال هستند و شما با یک سرچ ساده می توانید بهترین شرکت ها را در محدوده فعالیت خود پیدا کنید. همچنین می توانید در صورت نیاز زیاد شرکت به طراحی های پی در پی یک گرافیست را به صورت دائم یا پاره وقت استخدام کنید. مطمئن باشید که درآمد شما از یک بنر حرفه ای به حدی خواهد بود که هزینه پرداختی شما را به راحتی پوشش می دهد.

بنری مختصر و وسوسه انگیز طراحی کنید

چندین نسخه بنر تبلیغاتی بسازید و آماده داشته باشید. بنر های تبلیغاتی که ریزه کاری های گرافیکی با ظرافت در آنها لحاظ شده است، بیشترین درصد بازدهی را دارند.

بنرهایی که ریزه کاری های گرافیکی با ظرافت در درون آنها طراحی شده است بیشترین بازدهی را برای شما به ارمغان می آورد.

بر اساس آمار بر روی بنرهای با جزییات گرافیکی ۷ تا ده درصد کلیک بیشتری انجام می شود. سعی کنید چندین بنر مختلف طراحی کنید تا دستتان برای انتخاب نهایی باز باشد. یکی از راهکارهای دیگر هم این است که در فواصل ۷۲ ساعته از بنر های با طراحی جدید استفاده کنید. این موضوع شانس شما را برای بیشتر دیده شدن افزایش می دهد. از سوی دیگر این کار به شما یک شناخت نسبی از عکس العمل مخاطب نسبت به هر طرح را نشان می دهد که در طراحی های بعدی می توانید از آن استفاده کنید.

حجم گرافیک بنر را متعادل کنید

با توجه به سرعت اینترنت بنر را با حجمی مناسب طراحی کنید. در کشور ما که معضل سرعت اینترنت وجود دارد بهتر است بنرهای با حجم کم را در نظر بگیرید که زمان لود شدن آن پایین باشد. معمولا حجم بین ۱۵ تا ۲۰ کیلو بایت برای شرایط امروز توصیه می شود. البته این حجم برای بنرهای تبلیغاتی با انیمیشن متحرک قاعدتا تا سه برابر هم می توان افزایش یابد.

کارایی بنر تبلیغاتی خود را ارزیابی کنید

به صورت میانگین و بر اساس آنالیز آمار ترافیک وبسایت مرجع و بنرهای تبلیغاتی آنها، حدود نیم درصد از بازدیدکنندگان یک وب سایت بر روی بنرهای تبلیغاتی کیلیک می کنند. بنابراین اگر با یک طراحی حرفه ای شما این رقم را به دو یا سه درصد برسانید کاری فوق العاده کرده اید. اما دست یافتن به چنین موضوعی کمی سخت است و در نتیجه شما باید با آزمون و خطا پیش بروید.

پیشنهاد من این است که اگر بعد از سه روز بنر شما بازدهی مناسبی نداشت یک بنر تبلیغاتی جدید طراحی کنید. این کار را تا ۳ مرحله در بازه های زمانی مختلف تکرار کنید تا به یک جمع بندی از بهترین طراحی برسید.

 




:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

افزایش بازدید وب سایت یکی از مسائل مهم برای هر فرد و یا شرکتی است که وب سایت معتبر دارد ،در این مقاله قصد داریم شما را با نکاتی آشنا کنیم که توجه به آنها باعت افزایش بازدید کاربران از وبسایت شما شده و در نتیجه کاربران وفاداری را برای شما به ارمغان می آورد، با ما همراه باشید.

 

1- بپرسید !
از کاربران خود در مورد مطالب مختلف سوال بپرسید و از آنها نظراتشان را بخواهید . مطمئن باشید که این روش تاثیر گذار خواهد بود و میتواند کاربران را برای بازگشت به وبسایت شما و پرسیدن نظر دیگر دوستانشان درباره آن موضوع ترغیب کند.

2- اشتراک گذاری
همه چیز میتواند به اشتراک گذاشته شود ! مطالب ، نظرات ، ایده ها ، محصولات و . . . اکثر وبسایت های بزرگ برای پیشرفت خود ، از شبکه های اجتماعی استفاده کرده اند و برای آن استراتژی دارند . همچنین ، تاثیر شبکه های اجتماعی بر سئو نیز امری غیر قابل انکار است.

3- ساخت ویدئو
مطالبی که نیاز به توضیحات زیادی دارند و میتوانند کاربران را خسته کنند را در قالب یک ویدئو به همراه آموزش inter active و یا با استفاده از اسلاید ها برای سایت خود آماده کنید.مطمئن باشید که تاثیر گذار است و کاربران را به وبسایت شما باز میگرداند !

4- کتاب الکترونیکی
خیلی از سایت های بزرگ برای خود کتاب های الکترونیکی زیبایی درست میکنند و به رایگان در اختیار کاربران قرار میدهند . این کتاب ها با سرعت نور در اینترنت منتشر میشوند و نام آن وبسایت را به گوش افرادی که هنوز به آن سر نزده اند ، میرساند.

5- خبرنامه راه اندازی کنید
اگر فکر میکنید که میتوانید وبسایت خود را همچنان پا برجا نگه دارید ، خبرنامه راه اندازی کنید و برای کاربران خود ، مطالب جدیدتان را ارسال کنید تا کاربران به وبسایت شما سر بزنند و در وبگردی های روزانه ، شما را فراموش نکنند.

6– پادکست درست کنید
پادکست ، ابزار خوبی برای کسب بازدید فراوان است . اما نه هر پادکستی ! مطالبی را که به نظرتان میشود در قالب یک فایل متنی ارسال شود ، نیازی نیست حتما به عنوان یک پادکست در بیاید . در انتخاب محتوای پادکست ها دقت کنید و با وسواس آن ها را ویرایش و درست کنید تا کاربران متوجه حرفه ای بودن شما بشوند.

7- نوشتن نظرات بیشتر
نوشتن نظرات بیشتر در سایت ها و وبلاگ های دیگر ، میتواند ۲ چیز برای شما به ارمغان بیاورد : ۱- اولا این که ، به وبسایت شما بک لینک بیشتری داده میشود (مشکلی نیست که nofollow باشند) ۲ - وبلاگ نویس ها و مدیران سایت ها به کاربرانی که نظرات بیشتری میدهند توجه می کنند و به وبسایت آنها مراجعه میکنند.

8- نظرات بهتری بگذارید
در پیروی از مورد بالا، لطفا نظراتی که در وبسایت ها میگذارید کمی بهتر باشند و سعی کنید برای آنها کمی فکر کنید و سپس دکمه ارسال نظر را بزنید ! زیرا مدیران و وبلاگ نویس های بزرگ ، از نظرات کوتاه و بدون محتوا خوششان نمی آید و شاید افزونه های اسپم ، شما را اسپم شناسایی کنند و نظر شما را به پوشه جفنگ بفرستند.

9- تبلیغات
اگر از لحاظ بودجه توانایی تبلیغات به صورت کمپین را دارید ، تبلیغات را در اولویت قرار دهید و در بازه های زمانی مختلف تبلیغات کنید . مثلا در زمان شروع وبسایتتان یک دوره ۳ ماهه ، در ۶ ماه بعد یک دوره ۳ ماهه دیگر ، که این بسته به استراتژی شماست و برای هر وبسایتی از لحاظ بودجه و نیاز به کاربر متفاوت است.

10-ایمیل های فالو آپ بزنید
به ایمیل هایی که به طور خودکار برای کابران در زمان های خاص ارسال میشوند ، ایمیل های فالو آپ گفته میشوند . این ایمیل ها میتوانند کاربران شما را در ارتباط با سایتتان نگاه دارند و هر روز برای آن ها مطالب از پیش تعیین شده ارسال شود.

  1. طراحی سایت تهران
  2. طراحی سایت
  3. طراحی وب سایت
  4. طراحی سایت شرکتی
  5. طراحی سایت فروشگاهی
  6. طراحی سایت تهران
  7. طراحی سایت
  8. طراحی وب سایت
  9. طراحی سایت شرکتی
  10. طراحی سایت فروشگاهی
  11. طراحی سایت تهران
  12. طراحی سایت
  13. طراحی وب سایت
  14. طراحی سایت شرکتی
  15. طراحی سایت فروشگاهی

 




:: بازدید از این مطلب : 404
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

اگر با مشتریان تان متناسب با شخصیت خودشان ارتباط برقرار نکنید، از رقبا عقب می مانید. با افزایش اهمیت بازاریابی دیجیتال، مشتریان تجربه ی متناسب با شخصیت خود را انتظار دارند، و امروزه برندهای آگاه، در حال تلاش برای تحقق این خواسته هستند. این تنها راه برای ادامه ی کسب وکار در دنیای امروز است. بنابراین اگر شما صاحب یک استارت آپ و یا یک شرکت هستید، خواهید فهمید که شخصی سازی بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.

 

اما اگر برای ارتباط با مخاطبان تان تلاش کنید و آن ها علاقه ای برای این ارتباط نشان ندهند چه؟ این این حالت می تواند دل سردتان کند. خوش بختانه، در اغلب موارد می توانید دلیل این که مخاطبان تان با برند شما ارتباط برقرار نمی کنند را پیدا کنید. در این جا هفت دلیل معمول آن را معرفی می کنیم:

1ـ خیلی خود محور هستید

دیل کارنگی جمله ای دارد که می گوید «اگر دو ماه برای علاقه مندکردن دیگران به خودتان تلاش کنید، تعداد دوستان بیشتری پیدا خواهیدکرد تا این که دو سال سعی کنید افراد علاقه مند به خودتان را پیدا کنید». این جمله برای کسب وکار هم صادق است. اگر می خواهید در زندگی کسی تاثیرگذار باشید، روی اهداف و مشکلاتش متمرکز شوید. به خواسته های مشتریان تان گوش دهید و چیزی که مشتریان تان به دنبال آن هستند، ارائه دهید. مردم با کسانی که فقط در مورد خودشان صحبت می کنند، ارتباط برقرار نمی کنند. در عوض، با کسانی که به آن ها احساس ارزش و قدردانی بدهند، رابطه ای عمیق ایجاد می کنند.

 

article_image_one_579.jpg

2ـ مخاطب هدف مشخصی ندارید

اگر برای همه ی افراد بازاریابی می کنید، با هیچ کس ارتباط برقرار نخواهید کرد! بهتر است که مخاطبان هدف تان را مشخص کنید. سعی کنید تا آن جا که ممکن است محدودش کنید. انجام این کار به شما کمک خواهدکرد که پیام و ارزش پیشنهادی تان را به شیوه ای جذاب تر به مخاطبان تان ارائه دهید.
زمانی که می خواهید بازار و مشتریان هدف تان را بشناسید، چند کار را انجام دهید:

  • شناسایی افرادی که بیشترین نیاز را به محصول یا خدمت شما دارند.
  • مشکلات، چالش ها و اهداف شان را شناسایی کنید.
  • بر اساس آن چه که به دست آوردید، شخصیت ها را بسازید.
  • برای این گروه محدود افراد بازاریابی کنید.

این کار فرآیند پیچیده ای نیست، اما اکثر افراد نادیده اش می گیرند. با صرف زمان برای شناخت مخاطب هدف، می توانید پیامی مناسب را، در زمانی مناسب و به فردی مناسب برسانید. و این، بازاریابی قدرت مند است.

3ـ محتوای شما احساسات دیگران را بر نمی انگیزد.

کلمات ابزاری قدرت مند هستند، به خوبی از آن ها استفاده کنید. هر کلمه ای که می نویسید باید پیام واقعی شما را انتقال دهد. باید احساسات مناسب آن وضعیت را برانگیزد. زبان محتوای تان باید بتواند به خوبی مشکلات مخاطبان تان را منتقل کند و راه حل برای آن ها پیشنهاد دهد. با انجام این کار، ارتباطی تاثیر گذار و ماندگار با مشتری خود برقرار خواهید کرد.

4ـ ارزش پیشنهادی خود را بشناسید

چه چیزی در کسب وکار شما منحصربه فرد است؟ چه چیزی شما را از دیگر رقبا در صنعت تان متمایز می کند؟ درست به همان اندازه که شناخت خریدارتان اهمیت دارد، شناخت خودتان هم مهم است. تا زمانی که ارزش پیشنهادی ای که قرار است برای فروش به مشتریان تان ارائه کنید را به خوبی نمی شناسید، چه طور می توانید با مخاطبان تان ارتباط برقرار کنید؟ چیزی که شما را از بقیه متفاوت می کند پیدا کنید. بعد از آن، بازاریابی، فروش و فرهنگ داخلی کسب وکارتان را حول آن شکل دهید.

 

5ـ مخاطبان تان را وفادار نکرده اید

روابط مانند یک خیابان دو طرفه هستند. کاری کنید که بین شما و مخاطبان تان ارتباطی دوطرفه شکل بگیرد و آن ها برای ادامه ی ارتباط با شما مشتاق باشند. برای این کار، راه های خلاقانه برای مذاکره ی مستقیم با مخاطبانتان را پیدا کنید. یک گفت وگو، ارسال یک هدیه ی تفکر برانگیز، به اشتراک گذاری قدردانی ای که از شما شده است، کارهایی هستند که برای این ارتباط می توانید انجام دهید. این کار ممکن است وقت گیر باشد، اما با توجه به نتایجش ارزش این سرمایه گذاری را دارد.

6ـ تیم مناسبی نساخته اید

تیم شما می تواند باعث از بین رفتن کسب وکارتان یا رشد آن شود. برای تیم سازی افرادی را پیدا کنید که با اهداف بلندمدت و چشم انداز کسب وکار شما هماهنگ باشند. از آن ها حمایت کنید، موفقیت شان را تشویق کنید و در زمان شکست به آن ها کمک کنید. مهم تر از این ها شاید پذیرفتن احتمال این است که استخدام کسی اشتباه بوده است.

7ـ بیش از حد برای نتایج بی تاب هستید.

ایجاد مخاطب طول می کشد و یک شبه اتفاق نمی افتد. باید از میزان ترافیک سایت تان و این که اکثر فالوئرها چه طور از آن خرید می کنند، آگاهی داشته باشید اما اعداد به تنهایی نمایش دهنده ی یک مخاطب نیستند. مخاطبان شما کسانی هستند که می خواهید روی آن ها سرمایه گذاری کنید تا با خرید از شما روی کسب وکارتان سرمایه گذاری کنند! زمانی که مطمئن شدید مخاطبان مناسبتان را پیدا کرده اید، مدتی هم تا دیدن نتایج کارتان طول می کشد پس برای دیدن نتایج بازاریابی روی مخاطبان هدف تان باید صبور باشید.

 

یکی از مسائل همیشگی شرکت ها، حفظ و توسعه برندها می باشد. اما در سال های اخیر در ایران، شاهد حذف و تضعیف بسیاری از برندهای مطرح در بازارهای مختلف بوده ایم. این عارضه مطمئناً دلایل متعددی به همراه دارد و باید به فکر احیای برند باشیم.

 

 

پژوهشگران و مشاوران با بررسی های متعدد و همچنین با بنچ مارک نمودن دیگر کشورها و بررسی نحوه مقابله با بحران های برند و گذر از آن یعنی احیای برند ها به نتایجی دست یافتند که این عوامل بومی شده را در اختیار شرکت های تحت مشاوره خود قرار داده اند و شرکت ها نیز با توجه به این مولفه ها توانسته اند بسیاری از ضربات و خدشه های وارد شده به برندها را که در اثر عوامل داخلی (از قبیل تبلیغات، تولید، بازاریابی و …) و خارجی (از قبیل مشتریان، عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و…) به وجود آمده بود، کنترل و مهار نمایند. اما احیای برند فرایندی دشوار و در حقیقت درمان برند است که علاوه بر هزینه، احتیاج به زمان نیز دارد. راهکار پیشنهادی ممانعت و جلوگیری از افول برند می باشد و در صورت بروز ضعف در برند، سه موضوع به منظور احیا برند Reviving Brand باید بررسی گردد.

 

article_image_one_540.jpg

 

  • شناخت مصرف کنندگان و مشتریان و تغییرات این رفتارها
  • ایجاد تمایز و نوآوری، به معنی تغییرات تدریجی در وضعیت شرکت، محصولات، نیروی انسانی و …
  • جایگاه سازی مجدد برند در ذهن مشتریان

حال راهکار مشاورین به منظور احیا برند های آسیب دیده و یا در حال کم رنگ شدن و در بدترین شرایط در حال حذف شدن، ارائه برنامه های استراتژیک برند، برنامه های عملیاتی و اجرایی به صورت کاملاً عملیاتی در خصوص بازگرداندن برند به عرصه رقابت می باشد. به گزارش خبرخودرو، در دهه گذشته این خودروساز سوئدی علیرغم حدود دو برابر شدن فروش جهانی اش، با کاهش فروش در ایالات متحده مواجه شده بود. برنامه این خودروساز شامل سیستم های انتقال قدرت جدید، خودروهای تازه، اقساط بیش تر و بازاریابی نوین به لطف یک آژانس تبلیغاتی جهانی است. خریداران خودرو، استراتژی جدید این خودروساز را با عرضه کراس اوور XC90 بازطراحی شده در اواخر سال آینده خواهند دید.

به گفته مدیرعامل ولوو، هاکان ساموئلسون، ارکان ولووی جدید، طراحی اسکاندیناوی جذاب، ایمنی و برتری محیط زیستی خواهند بود در حالی که عملکرد هوشمندانه در حوزه سیستم های سرگرمی هنری بهتر دیده خواهد شد. این خودروساز قصد دارد تا قبل از سال 2020 فروش جهانی خود را از 450 هزار دستگاه برنامه ریزی شده برای هر سال به حدود 800 هزار دستگاه افزایش دهد. از آنجایی که مالکان جدید ولوو چینی هستند انتظار می رود این کشور با فروش سالانه 200 هزار دستگاه از ایالات متحده به عنوان بزرگ ترین بازار ولوو پیشی بگیرد. ممکن است در آینده برخی ولووهای ساخته شده در چین به ایالات متحده صادر شوند.ولوو هنوز نام آژانس تبلیغاتی جدیدی که رقابت جهانی آن را هدایت خواهد کرد، اعلام نکرده است. این خودروساز بر پیشرفت اقساطش نیز تمرکز خواهد کرد تا بتواند تولید خود را از 35 درصد امسال به 40 درصد برساند. در کل برای ریبرندینگ باید بتوانیم ارزش افزوده خلاقانه و به تناسب نیاز مشتری و فرهنگ منطقه ارائه نماییم و همین موضوع نیازمند تحقیق بازار آکادمیک و علمی می باشد.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 343
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : جعفر

 

هيچ کس ترديد ندارد که عرضه ي کالاها و ارائه ي خدمات کيفي از اهميت برخوردار است، ولي برندسازي موثر غالبا مهم ترين کاري است که لازم است کسب و کارها براي رسيدن به رشد و شکوفايي انجام دهند. جري مک لافين معتقد است "برند يا نمانام ادراک ذهني آدم ها از شما، يک محصول، يک خدمت، يک سازمان، يک انگيزه و هدف، يا يک ايده است، برندسازي کوشش هاي انديشمندانه و ماهرانه براي ايجاد ادراک مطلوب و خواستني در ذهن اشخاص ديگر است."

 

با توجه به حجم رقابتي که اين روزها بيش تر صنايع با آن روبرو هستند، شايد چيزي مهم تر از اين نباشد که از رقابت بيرون برويد و با برندسازي راهبردي يک شخصيت بي همتا و يک گزاره ي ارزشي را خلق کنيد.اجازه دهيد ويژگي هاي مشترک برندهاي موفق و کامياب را بررسي کنيم تا بر آن اساس شما نيز بتوانيد برند خودتان را بسازيد.

1) شناخت مخاطب

بهترين برندها يا نمانام ها شناخت کاملي از خصوصيات جمعيتي بازار هدف و علايق و شيوه ها و ابزارهاي ارتباط گري آنان دارند. به استثناي ابرشرکت هاي زنجيره اي مثل وال مارت، اکثر کسب و کارها به دنبال مخاطبان هدف مخصوصي هستند. شناخت بازار هدف از آن رو اهميت دارد که ضمن حفظ هويت کلي يک برند زمينه را براي رساندن صدا به مشتريان و دسترسي به کارزار تبليغاتي، فراهم مي کند و در عين حال به خلق يک پيوند انساني و ارگانيک بين شرکت و مخاطبانش کمک مي کند. پر واضح است که نمي توان همه ي سلايق را پاسخ داد. به همين دليل تلاش براي جلب رضايت همه (به عبارتي ناديده انگاري مفهوم يک بازار هدف) مي تواند معکوس عمل کند و عملاً باعث شود برند يک شرکت تضعيف شود و شکست بخورد. يافتن رهيافت برندسازي درست در وهله ي نخست مستلزم شناخت بازار هدف است.

article_image_one_612.jpg

2) بي همتايي (يا منحصربه فردي)

يک هويت يا شخصيت برند مستلزم وجود چيزي متمايز و مشخص است. مثلاً :

  • اپل را در سراسر جهان به خاطر محصولات خلاقانه و نيز جاذبه ي زيباشناسي و ميني ماليستي(ابزارک سازي) مي شناسند.
  • پيتزا دومينو مجبور بود که به مشتريانش تضمين بدهد که پيتزاهايشان تا ۳۰ دقيقه خواهد رسيد و در غير اين صورت مجاني هستند.
  • شرکت تامس(TOMS) براي ايجاد جاذبه ي فروش به ازاي خريد هر جفت کفش يک جفت کفش را به رايگان به کودکان نيازمند اهدا مي کند.

خلق يک شخصيت يا هويت در عرصه ي اقتصاد و دنياي کسب و کار به يک ايده ي انقلابي نياز دارد. به عبارتي ديگر مستلزم چيزي مشخص و خاص است که آن را از رقبا متمايز کند. در دنياي واقع، وجود يک شرکت فقط با يک شگرد و قابليت منحصر به فرد امکان پذير است مشروط بر آن که آن شگرد واقعا خوب باشد. به محض اين که شرکت به آن شگرد پي ببرد بهتر است روي آن متمرکز شود و به موقع آن را عرضه و معروف کند. آيا مي دانيد کدام محصول، خدمت يا جاذبه ي فروش بي همتا در توان و استعداد شرکت شما وجود دارد؟ اگر نمي دانيد بهتر است از همين حالا راهبرد برندسازي خود را آغاز کنيد.

3) اشتياق

با اين که در کوتاه مدت مي توان يک برند با اشتياق ساخت، ولي حفظ و ماندگاري آن در بلند مدت امکان پذير نيست. وقتي شما گذشته ي آدم هاي بسيار موفق مثل استيوجابز را بررسي مي کنيد مي بينيد که همه ي آنان يک شور و شوق يا اشتياق وصف ناپذير داشتند که آنان را به حرکت وامي داشت تا سخت کار کنند و مداوما به افتخار و کاميابي دست يابند. آن اشتياق به تعصب، حميت، و لذت ناب مي انجامد، که به انسان هاي ديگر نيز سرايت مي کند. مشتريان اغلب فقط نسبت به يک محصول يا خدمت تعصب و وفاداري نشان مي دهند، که اين علاقه مندي به نوبه ي خود به تبليغات و ارجاعات شفاهي مي انجامد. اشتياق و عشق وافر هم چنين به شرکت ها کمک مي کند که در برابر مشکلات و شدايد مقاومت کنند.

4) يکساني

وقتي مشتريان براي تکرار خريد به يک شرکت يا محصولات و خدمات آن مراجعه مي کنند معمولا انتظار دارند همان سطح کيفيت را که اولين بار تجربه کردند دوباره دريافت کنند. رستوران ها و کيفيت غذاها و خدمت شان بهترين مثال از اين دست است. آدم ها دوست ندارند از شرکتي خريد کنند که نمي توان به يکساني يا ثبات کيفيت آن اتکا کرد. با اين که اکثر صنايع از رقبا و رقابت اشباع شده اند ولي نداشتن ثبات يا يکساني کيفيت مي تواند دليل کافي براي مشتريان باشد تا از جاهاي ديگر خريد کنند. به همين دليل است که اهميت دارد يک استاندارد کيفي معيني براي محصول يا خدمت رعايت شود.

مک دونالد مثال بارزي از يک برند است که يکساني و ثبات رويه ي شگفت انگيز و کم نظيري را به نمايش مي گذارد. اين قدرت برتر صنعت تغذيه ي فوري به مشتريان پر و پا قرصش منويي از غذاها را عرضه مي کند که در سراسر جهان يک دست و يکسان است. تفاوتي ندارد که يک نفر غذايش را در فلوريدا يا چين سفارش بدهد چون اطمينان دارد که بيگ مک در همه جا طعم و مزه ي يکسان دارد.

5) رقابت

رسيدن به سطح برتر جهان کسب و کار به هيچ وجه کار آساني نيست. براي آن که يک برند بتواند نامي را براي خود بسازد لازم است اعضاي تيم در رقابت کامياب شوند و دائما در جنب و جوش باشند که بهتر بشوند. اين اصل اساسي جوهره ي کتاب سيهاکز کوچ پيت کارول، با عنوان "هميشه برنده"، و نيز روش مديریت تيم توسط وي است. هيچ يک از بازيگران اصلي هر صنعتي به اميد مصرف کنندگان شان نمي نشينند. برعکس، آنان دوست دارند بدون خستگي در راستاي برندسازي، و بهينه سازي برندشان آن قدر تلاش کنند تا از انتظارات مصرف کنندگان پيشي بگيرند. نتيجه ي نهايي مي تواند يک برند باشد که به طور مداوم در راس و فراز صنعت جاي دارد.

6) معرفي

بخش بزرگ ديگري که به عنوان يکي از ويژگي هاي برندهاي متمايز و موفق شناخته شده است توانايي دسترسي به مصرف کنندگان از طريق چند کانال اطلاع رساني و ارتباط گري است. بديهي است که شرکت هاي بزرگ از مزيت تبليغات برخوردارند، چون بودجه ي بازاريابي بزرگ تر و روابط پردامنه تري دارند. آن ها مي توانند هزينه ي تبليغات هنگفت تلويزيوني را بپردازند، در مجلات مشهور و پرطرفدار جهاني نقش اصلي را داشته باشند، و رتبه ي بالايي را در نتايج موتورهاي جستجوگر اينترنتي مثل گوگل کسب کنند.

با اين وجود، اينترنت و رسانه هاي اجتماعي فاصله ي بين شرکت هاي بزرگ و کوچک را باريک تر کرده اند. در حال حاضر در مقايسه با گذشته ابزارهاي اطلاع رساني بيش تري وجود دارد که به تمام شرکت ها فرصت ساختن برندشان را مي دهد. هر شرکتي با حضور در شبکه هاي اجتماعي مثل فيسبوک، توئيتر، لينکداين، و گوگل پلاس مي تواند تقريبا به هر مصرف کننده اي دست يابد. فقط بايد بداند چگونه اين کار را انجام دهد.(مهم ترين بخش يا ويژگي همين است.)

7) رهبري

مثل هر جامعه ي پررونق يا تيم هاي ورزشي، عموماً يک رهبر بانفوذ نيز وراي هر برند موفقي است. اين آدم براي شرکت هاي بزرگ ممکن است مدير ارشد اجرايي(عموما مديرعامل) باشد. ولي در شرکت هاي کوچک تر معمولا خودمالک اين نقش را برعهده دارد. براي هماهنگ کردن کوشش هاي اعضاي تيم و حرکت به سوي يک چشم انداز راهبردي از يک برند، يک نفر بايد پيش قدم شود و هدايت کشتي را بر عهده بگيرد. اين رهبر مشکلات غامض را حل و فصل مي کند و براي ايجاد هماهنگي بين افراد به عنوان رابط بين بخش هاي متفاوت عمل مي کند. رهبران هم چنين انگيزه دهندگان و مشوقان ماهري هستند و خوب مي دانند چگونه توانمندي ها و قوت هاي اعضاي مختلف تيم ها را بيشينه کنند.

 

انواع برند و مفاهیم آن‌

 

برندهای گوناگونی برای درون و بیرون یک سازمان موفق وجود دارد که در این مقاله به معرفی هر یک می پردازیم و عملکرد آن ها رو مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 

1- برند جهانی Global Brand

برندسازی جهانی، داشتن مشتریانی در سرتاسر جهان و فرصت های جدید است که همگی جذاب و هیجان انگیز هستند. این گونه برندها به صورت گسترده ای پخش شده اند. مدل تجاری آن ها براساس شناخت، دسترسی آسان و پایداری است. مدل عملیاتی این برند بر این فرض است که همواره از سوی رقیبان در حال تهدید است و در صورت لزوم تغییراتی کوچک را براساس انتظارات و نیازهای مصرف کننده در هر منطقه جغرافیایی ایجاد می کند.

 

article_image_one_592.jpg

 

2- برند افراد مشهور Celebrity Brand

افراد مشهور با هدف افزایش فالوئرهای خویش سعی بر آن دارند که کارنامه کاری خویش شامل موفقیت ها، شایعات و رسوایی ها و هم چنین خصوصیات ظاهری خود را در شبکه های اجتماعی در اختیار علاقه مندان و طرفداران خود بگذارند. مدل تجاری آنان حضور دائم در تبلیغات است که منجر به فروش حق پخش، لایسنس، امضا و نقش آفرینی به عنوان شخصیت تجاری برندهای معتبر خواهدشد. برندها معمولا با همکاری چهره های مشهور، فروش محصولات خود را بهبود می بخشند. توصیه های یک چهره مشهور راه بسیار مناسبی برای تشویق مخاطبان به خرید یک محصول به شمار می رود.

3- برند عام Generic Brand

این نوع برند با از دست دادن وجوه تمایز، به 3 شکل ایجاد شده است.

برند نوع اول (مرتبط با بهداشت و درمان): اشاره به برندهایی دارویی و بهداشتی دارد که از قوانین حق اختراع ثبت شده، خارج شده اند و تمام رقبا نیز از همان برند استفاده می کنند. مثل: فولیک اسید.

برند نوع دوم: برند به عنوان نمادی برای تمام محصولات یا خدمات، فعالیت های مشابه به کار برده می شود. به علت ازدیاد حضور برند در زندگی روزانه افراد، این برند به زبان محاوره ای مردم وارد شده است. مثل تاید.

برند نوع سوم: محصولات بدون برندی unbranded یا بدون برچسب تجاری unlabeled هستند که برای نامیدن آنان از ظاهر یا عملکرد آن ها الهام گرفته می شود. مثل: گلاب

4- برند لوکس Luxury Brand

یک نگاه دقیق بر مدیریت محصولات لوکس که واقعا سودآور هستند، روشن کرده است که باید به یک استراتژی با مجموعه ای از قوانین سفت و سخت پایبند باشیم. یعنی هیچ کس یک برند لوکس را در جا وارد بازار نمی کند بلکه همه به صورت مستمر و پیوسته تخصیص منابع را در یک روش خاص مدیریت می کنند. مطابق گفته ای کارشناسان جهانی این حوزه بازاریابی برندهای لوکس مسلما بر 4 پایه استوار شده است که می توان آنها را 4E نام نهاد: تجربه (Experience)، منحصر به فرد بودن (Exclusivity)، تعهد (Engagement) و احساسات (Emotion).

5- برند فرقه Cult Brand

این برند پیرامون هواداران یک فرد، گروه، یا محصول در یک جامعه شکل می گیرد. این برندها جنگ و ستیز علیه سایر برندها را مدنظر دارند. دلیل رقابت این برند با سایرین، ناشی از دلایل گروه مدارانه حاصل از نحوه نگرش آنان است و نه حضور رقیب یا نیاز بازار. اینان تمایل به داشتن «پیروان» به جای «مشتریان» دارند. قوانین را وضع و دیگران را به اجابت آن قانع می کنند. این برند یک فرهنگ مشخص را در بین هواداران خویش به وجود می آورد.

6- برند چالشگر Challenger Brand

این نوع برند یک برند مزاحم برای رقباست. شاید این برند جایگاه دوم و یا جایگاه بیستم را از نظر سهم در بازار در اختیار داشته باشد، اما مهم این است که او یک برند نوآور است.این نوع برندها صرف نظر از بزرگی یا کوچکی سازمان بر بال نوآوری و خلاقیت، بزرگان بازار را در دردسر انداخته و به صورت ناگهانی بر روند بازار موثرند. برند قدرتمند در این حوزه موجب جلب توجه بیشتر سرمایه گذاران و خیرین می شود.

7- برند سرمایه گذار Investor Brand

به برند شرکت های سهامی عام و سرمایه گذاران این بخش گفته می شود. وضعیت این گونه واحدهای تجاری براساس نحوه سرمایه گذاری و عملیات پیرامون سهام انجام می شود. این شرکت ها با ترکیب برنامه های مالی و استراتژیک باارزش های پیشنهادی به ذینفعان و جامعه، به دنبال افزایش میزان شهرت خود برند از طریق تقویت CSR یا فعالیت های اجتماعی و عام المنفعه شرکت هستند.

8- برند موسسه غیرانتفاعی Non Profit Brand

این گونه موسسه ها با توسعه مدل های ارزش آفرین علاوه بر جمع آوری کمک و اعانه، از راه های دیگری قادر به افزایش سرمایه در جهت انجام پروژه های عام المنفعه به عنوان ماموریت اصلی خویش هستند. این نوع موسسه ها گاهی به نوعی عملیات برندینگ را برای افرایش سطح فروش خود انجام می دهند، فروشی که عواید آن بر حمایت از ماموریت اصلی سازمان استوار است.

9- برند عمل گرا یا هدف Activist Brand

با توجه به بعد ظاهری برندها اگرچه در نوع خود ارزشمند هستند، اما پرداختن بیش از حد به آن ها ممکن است سازمان ها را دچار یک نوع سطحی نگری کند و آنها را از توجه به ابعاد پنهان و زیرساخت های برندسازی دور سازد. این برند مترادف با هدف و یا چرایی انجام یک فعالیت است که ذهن مصرف کنندگان نیز به همین صورت تداعی می شوند.

10- برند مولفه یا تشکیل دهنده Ingredient Brand

برند مولفه از طریق چیزی که به ارمغان می آورد در پی افزودن ارزش به برند دیگر است. برند جزء دارای ارزش پیشنهادی خاصی است که موجب تقویت برند اصلی می شود. مصرف کننده با این نوع برند از پیش آشناست زیرا شرکت مالک این برند مولفه با انجام فرایند برندسازی، مصرف کننده نهایی را با برند خود آشنا می سازد. پس برند مولفه خود را به زنجیره تامین شرکت تولیدکننده دیکته می کند. در این زمینه در سایت aghayetablighat.com مواردی معرفی شده که می توانید به آنها مراجعه کنید.

11- برند کارفرما Employer Brand

برند کارفرما راهبرد مدیریت سرمایه انسانی، برای تمایز است. کارکرد اصلی برند کارفرما، جذابیت برای نیروهای کاری بالقوه بیرون سازمان و نگه داری استعدادهای درون سازمان است. برند کارفرما رابطه مستقیم با برند سازمان در بین مشتریان و سایر ذینفعان خود به وجود می آورد. اگر برند کارفرما از قدرت بالایی برخوردار باشد، قدرت چانه زنی داوطلب درخصوص حقوق دریافتی کاهش می یابد و تمرکز اصلی وی بر فرصت استخدام و بخشی از آن سازمان شدن است. مانند شرکت های سواچ، توییتر، نایک و مایکروسافت.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران