
نوشته شده توسط : جعفر
مایک فریدمَن مدیرعامل شرکت مشاوره جهانی کِپنر- ترگو و بنجامین تِرِگو یکی از موسسان این شرکت، برای تدوین و اجرای استراتژی پنج مرحله مشخص کردند. این پنج مرحله دیدگاه کلی مناسبی از این سفر استراتژیک به شما می دهد. 1. جمع آوری و تحلیل دانش استراتژیک همانطور که قبلا گفتم، پرسیدن سوالات درست اساس تعیین استراتژی است. نخست باید بدانید چه سوالاتی را بپرسید و سپس به دنبال اطلاعاتی بروید که برای پاسخ دادن به آن ها مفید است. اکنون بیش از هر زمان دیگر به اطلاعات مختلف دسترسی دارید. فقط باید بدانید از کدام اطلاعات استفاده کنید و کدام را نادیده بگیرید. اطلاعاتی بیابید که در تعیین روندها و فرضیات کسب وکار کمک کنند و سایر اطلاعات را نادیده بگیرید. وقتی به آینده کسب وکار فکر می کنید، اول به محیط خارجی بپردازید. روندهای جامعه، دولت، سیاست، فناوری و اقتصاد مربوط به کار شما چیست؟ سپس به روندهایی توجه کنید که بر افراد کلیدی شما یعنی خریداران و تامین کنندگان اثر می گذارد. به زنجیره ارزش خود نگاه کنید. در آینده چه تغییری خواهد کرد؟ به کدام عوامل کلیدی موفقیت نیاز خواهید داشت؟ صنعت شما چه تغییری می کند؟
به محیط درونی توجه کنید سپس همه اطلاعات مربوط به عوامل داخلی شرکت را کنار هم بگذارید. چه محصولاتی خوب می فروشد؟ چه محصولاتی خوب نمی فروشد و دلیلش چیست؟ در رابطه با چه خریداران و بازارهایی موفق هستید و در رابطه با کدام موفق نیستید؟ استراتژی های گذشته را کالبدشکافی کنید. کدام استراتژی ها موثر بودند و کدام نبودند؟ کارمندان و سایر ذینفعان از چه استراتژی هایی حمایت کردند و از کدام استراتژی ها حمایت نکردند؟ در اجرای استراتژی های قبلی چقدر موفق بودید؟ باید همه اطلاعات لازم را جمع کنید و پایه ای برای چهار گام بعدی قرار دهید. با اطلاعات این مرحله می توانید حدس هایی درباره محیط های داخلی و خارجی آینده بزنید و موارد لازم برای موفقیت در آن ها را تعیین کنید. همچنین می توانید مشکلات و فرصت های احتمالی مسیر را مشخص کنید. 2. تدوین استراتژی مرحله دوم تدوین استراتژی است، یعنی انتخاب یک استراتژی که می خواهید از آن پیروی کنید. ابتدا چارچوب زمانی را مشخص کنید. هر استراتژی باید نقطه پایان داشته باشد. وقتی درباره آینده صحبت می کنید، از کدام بازه زمانی حرف می زنید؟ چارچوب زمانی به نیروهای درون و بیرون سازمان بستگی دارد. قوانین جدید یا تغییرات صنعت شما را وادار می کنند که استراتژی هایتان را در یک بازه زمانی مشخص محقق کنید. دومین عامل تعیین کننده، باورهای اصلی سازمان است. استراتژی باید در متن ارزش ها و باورهای شرکت محقق شود. باورها هدایت کننده رفتار و روش های روزانه سازمان هستند و فرهنگ آن را می سازند. نیروی محرک وقتی چارچوب زمانی را مشخص کردید و باورهای اصلی را شناختید، می توانید نیروی محرک را تعیین کنید. نیروی محرک قلب تدوین استراتژی است و محصولات و خدماتی که ارائه می کنید و بازارهایی که به آن ها خدمت رسانی می کنید یا نمی کنید را مشخص می کند. در فصل نهم به طور مفصل درباره نیروی محرک صحبت کردم. وقتی نیروی محرک را مشخص کردید، باید محصولات، خدمات و بازارهای هدف را با آن سازگار کنید. قرار نیست همزمان محصولات جدید تولید کنید و به بازارهای جدید وارد شوید. وقتی در حوزه هایی موفق هستید بگذارید نیروی محرک اولویت های جدید را مشخص کند. نیروی محرکِ محصول یا خدمت آن است که محصولات و خدمات موفقی داشته باشید. با فروش آن محصولات به بازارهای جدید رشد می کنید. بازاری که نیروی محرک بخواهد شما را وادار می کند به بازارهایتان نگاه کنید و محصولات و خدمات جدیدی بیابید. گام بعدی تعیین اهداف مالی برای استراتژی است. در مورد بازگشت سرمایه و سودآوری چه انتظاراتی دارید؟ چه درآمدهایی خواهید داشت؟ ماتریس محصول/بازار مرحله دوم تدوین استراتژی را با تهیه ماتریس محصول/بازار تمام کنید. در این ماتریس محصولات فعلی، بهبود یافته و جدید به صورت افقی در ردیف بالا قرار می گیرند و همه بازارهای فعلی، اصلاح شده و جدید به صورت عمودی زیر هر محصول می آیند. در هر خانه ماتریس میزان تاکید بر هر مورد (از «زیاد» تا «مصداق ندارد» یا «پیگیری نشود») را یادداشت کنید. اکنون نقشه راهی برای تهیه نمای استراتژیک دارید. 3. برنامه ریزی پروژه سپس، به مرحله سوم یعنی برنامه ریزی پروژه بر اساس آن استراتژی می رسید. در این مرحله، بر اساس نمای استراتژیک و ماتریس محصول/بازار که در مرحله دوم به دست آمده، فهرستی از پروژه های کلیدی احتمالی از جمله پروژه های کلیدی فعلی مثل ارتقای فناوری اطلاعات تهیه کرده و سپس هر پروژه احتمالی را تحلیل و اولویت بندی کنید. این پروژه ها برنامه های عملی آن استراتژی هستند. بیشتر بخوانید: هایک ویژن نصب دوربین مداربسته 4. اجرای استراتژی مرحله چهارم، اجرای استراتژی است. این مرحله بسیار دشوار است. هنگام تعریف پروژه ها به جزئیات دقت کنید و هرگاه منابع بیشتری در دسترس داشتید، پروژه های بیشتری اضافه کنید. همه چیز بر اجرا اثر می گذارد. آیا ساختار سازمانی مناسبی دارید؟ آیا اطلاعاتی که در اختیار افراد قرار می دهید واقعا لازم است؟ مسئله مهمی که باید در این مرحله به بررسی آن بپردازید، فرهنگ است. آیا فرهنگ و استراتژی سازمان با یکدیگر همسو هستند؟ آیا ارزش ها و باورهای شرکت از تصمیماتی که درباره محصولات، بازارها و اهداف مالی گرفته اید حمایت می کنند؟ به اهداف اجرایی خود نگاه کنید. آیا روش پاداش دهی شما مشوق افراد در دستیابی به اهداف استراتژیک است؟ ارتباطات خوب، قطعه نهایی پازل اجرای استراتژی است (فصل نوزده). اگر استراتژی را درست توضیح ندهید، بی نتیجه می ماند. 5. کنترل، بازبینی، به روز کردن مرحله پنجم کنترل، بازبینی و به روز کردن مدام استراتژی است. هرگز کم کاری نکنید. شاید استراتژی در مسیر درستی باشد، اما به خاطر بی توجهی شما از مسیر خارج شود. آیا افراد به اهداف استراتژیک خود دست می یابند؟ آیا پروژه های استراتژیک در موعد مشخص تمام می شود و نتایج موردنظر به دست می آید؟ همه چیز تغییر می کند. اگر چیزی در محیط تغییر کند، باید بعضی از تصمیمات قبلی را بازبینی کنید. همچنین، شاید بعضی از فرضیاتی که هنگام تعیین استراتژی داشتید، غلط از کار درآید. در این شرایط، باید استراتژی را با شرایط جدید تنظیم کرده یا در جهت دیگری حرکت کنید. کار استراتژیست هرگز تمام نمی شود. بیشتر بخوانید: دوربین مداربسته دوربین مداربسته هایک ویژن :: بازدید از این مطلب : 260 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : جعفر
این روزها چه در حال گشت و گذار در فضای مجازی باشید،چه در حال قدم زدن در بازار و خیابان و یا دیدن فیلم و یا گوش دادن رادیو با سیل انبوهی از تبلیغات در زمینه های متفاوت روبرو میشوید .اما تبلیغات موثر چیست و چگونه تبلیغ کنیم تا به هدف مورد نظر خود برسیم ؟ در تبلیغات بازرگانی به زبان ساده تر می توان گفت ؛ هر عملی که باعث جلب توجه مردم به محصولی خاص و یا فعالیت های تجاری درجامعه گردد ،تبلیغات نامیده می شود، البته طوری که مردم از آن به خوبی استقبال کنند و درنهایت منجر به خرید محصول مورد نظر گردد . در واقع تبلیغات، اطلاعات کنترل شده، قابل تشخیص و قانع کننده است که توسط رسانه های ارتباط جمعی ارائه می شوند. امروزه هدف اصلی بازاریابی طی برنامه ریزی تبلیغاتی بر اساس آگهی اطلاع رسانی، آگهی متقاعد کننده و آگهی یاد آوری کننده صورت می گیرد : 1. آگهی اطلاع رسانی و یا آگاه کننده : درباره محصولی جدید، به امر مطلع نمودن مشتریان درباره تغییر قیمت ها، شرح چگونگی کاربرد محصول، رفع شایعات و کاهش نگرانی مصرف کننده می پردازد و هنگامی که محصول جدیدی وارد بازار می شود برای معرفی آن به کار گرفته خواهد شد.ساخت سایت 2. آگهی متقاعد کننده : به آن دسته از آگهی های تبلیغاتی گقته می شود که مشتری را نسبت به خرید محصول ترغیب کند و همینطور این نوع آگهی زمانی که بازار رقابتی افزایش یابد کاربرد بیشتری پیدا می کند. 3. آگهی یاد آوری کننده : مانند انواع قبلی کاربرد خاص خودش را دارد ، همیشه به مشتریان خود نوعی محصول را یادآوری می کند که ممکن است در آینده نزدیک کالای مورد نظر نیاز باشد. البته این امر زمانی کاربرد دارد که محصول مورد نظر شناخته شده باشد.طراحی سایت شرکتی
البته نکات مهم دیگری که توانسته اند بهتر و بیشتر در امر تبلیغات به بازاریاب و یا مبلغ کمک کنند وجود دارند که از آن به نام پنج طرح اقناعی یاد می شود. این طرح ها که بیشتر در این دو رسانه جمعی یعنی تلویزیون و رادیو کاربرد دارد ، 1- طرح محرک و پاسخ : این طرح در ابتدا طرح انگیزشی را رد می کند و معتقد است که با وارد کردن محرکی ،افراد و یا هر جاندار دیگری پاسخ خواهند داد. مثلا با گذاشتن غذا جلوی یک فرد گرسنه ناخودآگاه بزاق آن ترشح می کند و به همین دلیل است که کارشناسان اعتقاد دارند که این طرح در فرایند تبلیغات موثر خواهد بود . البته این طرح تکنیک هایی نیز به همراه دارد که از آن جمله می توان به امر " تکرار ، اسارت مخاطب و مجاورت زمانی و مکانی " اشاره کرد . 2- طرح شناختی : این طرح بر عکس طرح محرک و پاسخ عمل می کند و معتقد است که انسان موجود متفکر و منطقی می باشد و به همین دلیل می توان با دادن اطلاعات و آگاهی از وضعیت مطلوب، کیفیت بهتر کالا و خدمات پس از فروش محصولی، توجه آنان را جلب نموده و سبب مصرف محصول مورد نظر گردد . مثلا:" استفاده از فلان کالا مزیت های فراوانی دارد و خدمات آن بیشتر و بهتر از دیگر شرکت های تولید کننده می باشد". البته تئوری هایی مثل ساز و کار شناختی ، نا هماهنگی شناختی و نظریه مفهومی یاری رسان این طرح می باشند . 3- طرح انگیزشی : بر خلاف طرح محرک و پاسخ در این طرح افراد موجوداتی منفعل تصور نمی شوند که به صورت انفعالی به خرید کالا اقدام کنند. انسان موجودی با انگیزه است که با هدف خاصی به سمت خرید کالایی گام بر می دارد. مبلغ در این طرح عقیده دارد که مهمترین عنصر انگیزه مخاطب است و برای فروش کالا باید انگیزه او را بر انگیخت. فرد دارای انگیزه است و این باعث ایجاد تنش در او می شود, فرد سعی در کاهش این تنش دارد. این طرح معمولا دارای دو مرحله است: 4- طرح اجتماعی : این طرح با تاکید به ارزش ها و هنجار های اجتماعی بیشتر در بین گروه های اجتماعی جای دارد و معتقد است که افراد نیاز به تائید دارد و به همین دلیل است که حساسیت زیادی نسبت به عقیده کسانی دارد که در مجاورت او هستند . در کل این طرح با ایجاد حس تعلق گروهی در فرد سعی در مصرف کالای خاصی می کند. 5- طرح شخصیتی : این مدل نشان دهنده این امر است که افراد شبیه به هم نبوده و نیستند و اعتقاد دارد که عده ای خیلی زود تحت تاثیر قرار می گیرند و عده ای دیگر دیرتر . از همین روست که دو نوع عملکرد مختلف را تبیین می کند که عبارت اند از: بدین صورت متوجه می شویم که تبلیغات خود یک روند بسیار مهمی را داراست که طی این فرایند می توانند جامعه را بسوی اهدافی خود متمایل سازد. طراحی سایت تهران :: بازدید از این مطلب : 269 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : جعفر
امروزه در دنیای کسب و کار هر چه میزان شناخت شما از محیط و شرایط درونی و بیرونی سازمانتان بیشتر باشد، به همان میزان به موفقیت بیشتری در مدیریت کسب و کارتان دست خواهید یافت. در این مقاله می خواهیم با بررسی علل سقوط کسب و کار های ایرانی و خصوصاً نوپا اطلاعاتی در این خصوص در اختیار شما قرار دهیم. 1- نوع واکنش مدیران به تغییرات عمده ترین دلایل سقوط یک کسب و کار در نوع واکنش های مدیران آن بنگاه نسبت به تغییرات به وجود آمده حاصل می شود. اگر کمی به عقب تر بنگریم، دلیل اصلی موفقیت کارآفرینان در شروع کسب و کارشان محدود شدن آن ها به روش هایی خاص می باشد. کارآفرینان دائماً در حال آزمون و خطا شیوه های جدید برای کسب و کارشان هستند و پس از این که روش های پاسخگو را یافتند بر روی آن ها پافشاری و تمرکز می کنند. دوربین حرارتی دوربین اچ دی اما حرکت بر روی یک خط یا شیوه تا چه زمانی جوابگوست؟ ![]() 2- جذب منابع انسانی یکی دیگر از علل اصلی سقوط کسب و کارها، عدم صرف انرژی ، زمان و دقت لازم در جذب منابع انسانی ست. اگر کمی واقع بینانه تر به قضایای مدیریتی در کسب و کار نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم ، در دنیای کسب و کار امروز مرز بین عملکرد ضعیف ، متوسط و عالی با توجه به تبیین و سنجش معیارهای پیشرفت منابع انسانی به راحتی قابل اندازه گیری ست. مدیران باید قبل از جذب منابع انسانی اقدام به مکتوب نمودن شرح وظایف مربوط به پرسنل جدید نمایند. از طریق همین مکتوب نمودن خواسته ها به دو نتیجه مطلوب خواهند رسید:
در نوشتن شرح وظایف هیچ وقت از افعال با لایه حرکتی باز (مثل : و امور مربوطه - و غیره - و امور محوله - و...) استفاده نکنید! 3- افت فروش پس از دوران رشد عمدتاً در شرکت هایی که فروش زیادی را در دوره ای تجربه می کنند دچار خودبزرگ بینی و غرور می شوند و همین عامل نه تنها در شرکت های کوچک بلکه در شرکت های بزرگ نیز باعث به وجود آمدن رکود می شود. حال سوال اینجاست؟! چرا چنین اتفاقی باید بعد از یک دوره فروش مطلوب (عمدتاً عالی) روی دهد؟ در بیشتر مواقع مدیران پس از کسب موفقیت های بزرگ دیگر دست به اقدامات مبتکرانه و خلاقانه نخواهند زد و سعی به حفظ جایگاه از طریق راهبری همان استراتژی هایی که موجب موفقیتشان شده دارند. در دنیای پر رقابت امروز زمانی که مجموعه ای از مزیتی پرده برداری می کند در کمترین زمان ممکن از حالت مزیت انحصاری خارج شده و دیگر به عنوان یک مزیت شناخته نخواهد شد، بلکه به عنوان یک ویژگی یا یک باید، در محصول یا خدمات ایفای نقش خواهد کرد. غرور قبل از انهدام و یک روحیه خود پسندانه قبل از یک سقوط می آید. 4- تمرکز بیش از حد مدیران بر روی یک رقیب سقوط یک بنگاه اقتصادی، شبیه خط موی پس رونده پیشانی، آهسته آهسته بالا می رود. اما بر خلاف از دست دادن مو، مدیران غالباً نمی توانند تشخیص دهند که شرکتشان دقیقاًتا چه اندازه در مسیر سقوط پیش رفته است! گاهی تمرکز بیش از حد مدیران بر روی یک رقیب در بازار رقابت، باعث غافلگیر شدن از جانب رقبای دیگر خواهد شد. همانند دو خودروساز بازار ایران (ایران خودرو و سایپا) که تمرکز بیش ازحدشان نسبت به محصولات و سهم بازار یکدیگر باعث از دست رفتن سهم به سزایی از بازارشان و ورود خودرو های چینی شد. زمانی که کل افراد سازمان روی یک رقیب واحد اتفاق نظر داشته باشند، ممکن است زمان نگران شدن برای کسب و کار فرا رسیده باشد. در صنعت خود نسبت به تغییرات تمام رقبا حساس باشید. چه رقبای موجود و چه رقبایی که قصد ورود به بازار را دارند. هیچ کدام از رقبا را دست کم نگیرید! 5- تمرکز بیش از حد بنگاه بر سهم بازار زمانی که مدیران بنگاهی بیش از حد بر بدست آوردن سهم بازار تمرکز کنند و منابع و سرمایه های تهاجمی زیادی را صرف این خواسته خود کنند، حاشیه سود بنگاه را کاهش خواهند داد و این حاشیه سود اندک می تواند در طولانی مدت ضربه ی سختی به کسب وکار آنان وارد نماید. برای شماره یک بودن در صنعت خود نباید از مرز های هزینه ای خود عبور کنید، ممکن است در کوتاه مدت سهم بیشتری از بازار را کسب کنید اما پس از گذر از این استراتژی این رقبای شما هستند که با حاشیه سود بالاتری نسبت به شما جایگاه خود را مستحکم تر نموده اند! در تبیین استراتژی های کسب و کارتان همیشه این جمله را مدنظر داشته باشید که : گرفتن سهم بازار به چه قیمتی؟ 6- نام تجاری کسب و کار تداعی شدن نام مجموعه تان به عنوان یک محصول می تواند مانع بزرگی در تغییر محصولات شما یا جایگزینی و ورود به بازار های جدید باشد. یا در برخی از نام گذاری ها مدیران از حوزه کاری خود که در بدو تاسیس شرکت در آن مشغول به فعالیت هستند استفاده می کنند، همین امر باعث می شود پس از گسترش سازمان و یا تغییر شرایط کسب وکار، شرکت نتواند به راحتی با نشان موجود وارد عرصه های دیگر اقتصادی شود! در نام گذاری کسب وکارتان زمان مکفی اختصاص دهید و از به کار بردن محدودیت های نام گذاری پرهیز کنید! 7- گسترش دایناسوری سازمان یکی دیگر از علل سقوط کسب وکار سازمان به طرف ماقبل و بعد از خود است. یعنی سازمان خود تامین کننده و خود خرده فروش باشد. این گسترش نیازمند زیرساخت ها و سرمایه گذاری های کلان بوده و در شرایط بحرانی و یا تغییر در روند بازار از عملکرد خوبی برخوردار نیستند ، تغییر سازمان را دچار اختلال می کند. درصورتی که زیر ساخت های لازم جهت هر توسعه ای در کسب وکار مهیا نشود، سازمان اصطلاحاً گسترش دایناسوری خواهد داشت! گسترش دایناسوری به چه معناست؟ سازمان از لحاظ پرسنل،فضای کسب وکار و امکانات توسعه یافته در صورتی که سیستم های حاکم بر سازمان از عملکرد خوبی برخوردار نیستند و یا در اغلب موارد با روش های سنتی پیش می روند! این گونه سازمان ها همچون دایناسورها، در مقابل تغییرات،چابک نبوده و عمدتاً منقرض خواهند شد! توسعه در هر قسمتی از سازمان چه در حیطه سخت(امکانات، پرسنل، منابع) و چه در حیطه نرم(سیستم های کاری، روابط و ...) نیازمند تبیین و تعهد در اجرای اصولی راهبردها می باشد. 8- جذب نیروی انسانی با خصوصیات مشابه عموماً مدیران سعی می کنند افرادی را درون یک سازمان جذب کنند که از لحاظ فکری همسو و هم جهت با سبک رهبری و فکری خویش باشند! یا ارتقا افراد در سازمان به طریقی است که مدیران میانی و عالی رتبه سازمان عموماً از داخل سازمان رشد کرده و پله های سازمانی و ترقی خود را طی نموده اند! این سبک از مدیریت و جذب و پرورش نیروی انسانی می تواند همانند یک حباب عمل نموده و سازمان را از اقدامات یا ایده های جدید در قالب های فکری جدید محروم سازد. در فضای فکری مشترک دیگر خلاقیت و رویش ایده های خارج از چارچوب های سازمانی مدون و روتین، ظهور نخواهد کرد. در اینگونه سازمان ها افراد کمتر اقدامات با ریسک پذیری بالا را انجام خواهند داد. ترس از اشتباه و شکست در چنین فضایی حاکمیت داشته و اقدامات بر اساس نظر اکثریت که همان فضای همیشگی است، صورت می پذیرد. محدودیت در جذب نیروی انسانی با افکاری متفاوت و خارج از عرف سازمان باعث رکود در ایده های نوین در کسب وکار خواهد شد. 9- عدم توانمندی مدیران در مدیریت بهینه سازمان بر اساس شواهد عینی عمده مدیران از مشکلات کسب وکار خود آگاهی داشته اما اقدامات لازم را اعمال نمی کنند و یا اقداماتشان دیرتر از موعد مقرر انجام می گیرد. اقدامات هرچند صحیح و موثر در صورتی که در زمان معین انجام نگیرند دیگر دارای کارایی و اثر بخشی لازم نبوده و عمدتاً لطمات بیشتری را به سازمان وارد می نمایند. سعی کنید اقدامات مربوط به کسب وکارتان را بر اساس برنامه ریزی های مدون و مکتوب اعمال نمایید. 10- عدم مدیریتِ گروه های درون سازمانی این عامل یکی از مهلک ترین موارد سقوط بسیاری از بنگاه های اقتصادی می باشد. عدم شناخت و تشخیص گروه های درون سازمانی از سوی مدیریت می تواند سدی محکم در مقابل توسعه و پیشرفت سازمان باشد، چرا که این گروهک ها می توانند به راحتی تغییرات مد نظر مدیریت را وِتو نموده و باعث بازگشت سریع طرح های توسعه ای به نقطه صفر گردند. یکی دیگر از سم های مهلک گروه های درون سازمانی، عدم پذیرش پرسنل جدید در سازمان می باشد. برخوردها، پاپوش ها و عدم همکاری این گروه ها با عضو جدید ، باعث خروج زودهنگام پرسنل جدید الورود خواهد گردید. 11- بی توجهی به توسعه فروش در بازار پر رقابت مصرفی برای عملکرد خوب (عالی ) فاکتورهای کلیدی زیادی مورد نیاز است تا یک محصول بتواند از جایگاه خوب در قفسه های فروشگاه برخوردار شود. از تیم تولید کننده محصول که باید با توجه به نیاز بازار و همچنین رصد رقبا اقدام به تولید محصولات کنند تا شرکت های پخش که باید از تیم های قدرتمند و با برنامه مدون فروش، بهره ببرند. در این بین مشاهده شده که بخشی از شرکت ها به واسطه ایجاد و بدست آوردن سهم بازار ایده آل از اقدامات مربوط به توسعه فروش دست کشیده و به تثبیت موقعیت خود می اندیشند. غافل از این که در کسب وکار، عدم پیشرفت برابر است با پس رفت! (چیزی به عنوان تثبیت و سکون معنا ندارد) اگر تمام مراحل تولید و عرضه محصول به خوبی صورت گیرد اما از راهکارهای توسعه فروش استفاده نگردد درمدت کوتاهی محصول، قفسه و جایگاه خود را از دست خواهد داد و رقبا با ارائه راهکارهای بهتر(مانند : آفرها، هدایا و ملزومات ارائه محصول) سهم مجموعه شما را به راحتی از آن خود خواهند نمود. نکته آخر : در کالاهای مصرفی از دست دادن قفسه مناسب در فروشگاه برابر است با از دست دادن سهم قابل توجهی از مصرف کنندگان. پس در تمام مراحل توزیع خود فرایند در دسترس بودن برای مشتریان را مدنظر داشته باشد. مشتری در صورتی که محصول شما را در جایگاه خوبی نبیند، محصولتان را فراموش خواهد کرد.
دوربین مداربسته برای منزل تجهیزات دوربین مداربسته :: بازدید از این مطلب : 251 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : جعفر
ارتباطات دارای قدرت متوقف کنندگی(قدرت متوقف کردن یعنی اینکه بتوانید با تبلیغ و سایر ارتباطات بازاریابی مردم را از رفتن بازدارید و آن ها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند.) ؛ واکنش هایی از این قبیل به وجود می آورد: «چه گفتی؟» یا «آن را دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا می برند. برخلاف اغلب ارتباطات بازاریابی که حتی برای یک لحظه هم نمی توانند جلب توجه کنند. مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران می شوند. این تراکم بالای پیام های ارسالی در حیطه ی بازاریابی باعث می شود که اغلب تلاش ها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود. از مردم بخواهید ۵ مورد از آگهی هایی را که شب پیش از تلویزیون دیده اند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیده اند). به واکنش هایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی می کنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهره شان نقش می بندد. کمی بعد احتمالاً می گویند: «بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به خاطر می آورند. البته اگر مجموعه آگهی های دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان این ها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغ شده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما به ندرت تمام نام ها را به یاد دارند. قیمت طراحی سایت
اگر همین طور ادامه بدهید و این بار درباره ی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامه های الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلی ها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجله ای که دیروز خوانده اند را به یاد نمی آورند. مگر آنکه فعالانه آن ها را به پاسخ گویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه می شوید. این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار می کند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً می خواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگه دارند! طراحی سایت اختصاصی اصول متوقف کردن بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیه ی تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل می توانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقف ساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربه ی خودم تعدیل کرده ام و به فهرست زیر رسیده ام: 1. تبلیغ باید درون مایه ای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را به سوی خود بکشد. همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطه ی مخاطبان موردنظرش را جلب کند. اگر بچه ها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم می شود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است. 2. تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد. همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقف سازی، هرگز اجازه نمی دهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد. 3. تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد. این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد. 4. تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند. مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آن ها را متوقف می کند و به بررسی تبلیغ وا می دارد و باعث می شود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند. هزینه طراحی سایت 5. تبلیغ باید مخاطبان را شگفت زده کند. عنوانی تکان دهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیه ی عرضه ی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخ کوب کنند و به شگفت آورند. 6. تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند- به شکلی هرظتنم ریغ. (نکته: سعی کنید این کلمه ی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یک چیز باعث می شود که مسئله ای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمی شود و توجه کسی را جلب نمی کند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده می گیرند. 7. گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقوله ای که در آن می گنجد فراتر رود. محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب می شود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بی شک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان درباره ی مقوله ی محصول شما انتظار دارند. برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی می کنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهی هایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایت آمیز مراجعه تان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاش های معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالی تان اسفنجی بفرستید که یک طرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد: البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان می خورد. برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا می کنید. طراحی سایت وردپرس :: بازدید از این مطلب : 247 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
موضوعات آرشیو مطالب آخرین مطالب مطالب تصادفی محصولات تصادفی مطالب پربازدید پشتیبانی LoxBlog.Com
|